تبليغات X
ایران گلچین دانستنیهای روز برای عاشقان خوش فکر اندیشه

آب درماني چيست؟

ارسال شده در:12 خرداد 1388

آب درماني چيست؟

 

نکاتی درباره آب درمانی
آب درماني(هيدروپاتي) يعني درمان امراض به وسيله آب. از زماني که به ياد مي آيد، هم قبايل بدوي و هم ملل متمدن آب را براي درمان به کار مي گرفتند. حتي حيوانات وحشي و اهلي دريافته اند، زماني که بيمار مي شوند، بايد آب بياشامند.

مصرف صحيح آب نه تنها تندرستي ما را حفظ مي کند، بلکه در صورت از دست رفتن تندرستي يا بروز اختلال در آن از طريق پاکسازي مواد زايد از بدن، آن را باز مي گرداند.

* طبقه بندي آب از نظر درجه حرارت:
1) آب خنك تر از دماي
بدن (37 درجه)، اثر برانگيزنده، خنک کننده و محرک دارد.

2) آب گرم تر از بدن، تقويت کننده، نيرو بخش و قدرت آفرين است.

3) آبي که داغ است آرامش به وجود مي آورد و دردها را مرتفع مي سازد، ولي ايجاد خستگي مفرط مي نمايد.

4) آبي که اندکي از درجه حرارت
بدن پايين تر است، يعني آب ولرم (27 تا 32 درجه) يا آب نه سرد و نه گرم (32 تا 35 درجه) هميشه سودمند است و براي مصارف عمومي مناسب است.

* چار چوب نظري آب درماني
نظريه اساسي و اصول هيدروپاتي را مي توان به قرار زير تشريح کرد:

ناخالصي هاي بدن، علت تمام بيماري هاست.

درد، آواي طبيعت است که به مغز هشدار مي دهد که پناهگاه عضو، مورد تهاجم دشمن قرار گرفته است و براي دفع ميهمان ناخوانده ياري مي طلبد.

داروهاي شيميايي زهرآگين در چنين مواردي صرفا بيماري را کنترل مي کنند، ولي نمي توانند علت را مرتفع سازند. اين داروها متعاقبا صدمات شديد تري عارض مي کنند.

طبيعت درمان دهنده بزرگي است. بنابراين تمهيدات ما در گرو همکاري با طبيعت، در پاکسازي زوايد از طريق مصرف داخلي و خارجي آب است که سالم ترين، مطمئن ترين و بي آزارترين پاک کننده است.

بدن انسان سالم بيش از 60 درصد آب دارد که درجه حرارت آن 37 درجه سانتي گراد است.
بدن روزانه مقداري آب از طريق پوست، شش ها، کليه ها و روده ها دفع مي کند و براي اينکه در تندرستي باقي بماند، بايد مقداري آب خالص را از راه غذا و آشاميدني به بدن برسانيم.

براي آنکه تندرستي را حفظ کنيم، هميشه بايد غريزه طبيعي را به منزله راهنما قرار دهيم.

علت اوليه تمام بيماري ها، باقي ماندن مواد مرضي در سيستم بدني است. باکتري ها ازاين مواد زايد تغذيه مي کنند. هيچ گونه باکتري در
خون خالص اکسيژن دار و در مکاني که اين مواد زايد يافت نمي شوند، نمي تواند رشد کند.

بيماري هاي مزمن در اثر تجمع اين مواد مرضي در بعضي از مناطق
بدن که بنا به دلايلي ضعيف تر از بقيه اعضا در دفع مواد زايد است، مانند ريه، کبد يا کليه به وجود مي آيند که اين مواد زايد سبب تضعيف و تخريب عضو گرفتار مي شوند.

تمهيدات ما در علاج بيماري حاد يا مزمن بايد کمک به طبيعت در خروج اين مواد زايد از
بدن باشد که عملکرد اعضا را مختل مي کند و اين کار نبايد با سموم يا تزريق مواد بيگانه در سيستم باشد که حالت بيماري را مشکل تر مي سازد، پس آنگاه طبيعت با ناخالصي ها مي ستيزد و موادي که براي بدن لازم نيست از بدن دفع مي کند.

* ما به وسيله ي آب مي توانيم ...
1) هضم
غذا را در بدن خود بهبود بخشيم.

2) اجابت مزاج خود را فعال سازيم.

3) جريان ادرار را منظم کنيم.

4)
پوست را پاک کنيم و منافذ را براي تعريق باز نگه داريم.

5) تعريق را کم کنيم، وقتي که بيشتر از حد باشد.

6) خواب طبيعي و سالم داشته باشيم.

7) درجه حرارت را به هنگام
تب کم کنيم.

8) درجه حرارت را در شرايط لرز زياد کنيم.

9) جريان
خون را تسريع نماييم.

10) التهاب و احتقان را در هر جاي
بدن کاهش دهيم.

11) از چرکي شدن هر قسمت ملتهب جلوگيري کنيم.

12) در هنگام بيماري تشنگي را مرتفع سازيم.

13) تمام ضايعات از قبيل زخم، بريدگي، سقوط، شکستگي ها، سوختگي ها و ... را ترميم کنيم.

14) درد را به شيوه اي طبيعي، بدون داشتن اثرات ناگوار شايع داروهاي سمي آرام کنيم.

15) به طبيعت در ريشه کن ساختن ناخالصي ها، سموم و ... از
بدن کمک برسانيم.

16) آسيب هاي کبد، يرقان، سنگ صفرا، يبوست، قولنج، کهير، چاقي و بيماري هاي تحليل برنده را شفا بخشيم.

17) اختلال در آشاميدن، تپش قلب، روماتيسم، نقرس، ضعف جنسي و ... را بهبود نماييم.

18) بيماري هايي از قبيل گال، کورک و دمل، کيست سرطان، زخم هاي خورنده، خنازير، لوپوس، سل، جذام و ... را التيام دهيم.

19) از افراد ضعيف و خسته مراقبت کنيم و آنها را با طراوت و سرپا نگه داريم.

* موارد احتياط

آب هاي خنک تر را براي مدت زمان كوتاه تري بايد به کار برد.
وقتي که
بدن خشک مي شود، نبايد آب سرد را به مصرف داخلي رساند.
در کم خوني ها، درجه حرارت پايين، سيانوز و در خلال عادات ماهانه در افراد حساس، آب درماني توصيه نمي شود.
آب گرم را نبايد در افراد ناتوان که احساس کوفتگي مي کنند، يا مستعد غش و ضعف هستند، يا آنهايي که مستعد گرمازدگي مي باشند و يا در سکته به مصارف داخلي و خارجي
بدن رساند.
آب ولرم، نه سرد و نه گرم، در درمان اغلب بيماري ها موثر است، به شرط آنکه توسط پزشکي مجرب در زمينه ي آب درماني تجويز شده باشد.
آب داراي مواد معدني اوليه و ناخالصي يا آغشته به راديوم و ... را نبايد براي مصارف آشاميدني به کار برد

آب درماني ، فوايد و مضرات آن
"هيدروتراپي" به معناي آب درماني در گذشته توسط ايراني ها، مصري ها، يوناني ها و ژاپني ها، با توجه به خواص درماني آب، به فراواني مورد استفاده قرار مي گرفت.
شايد آسان ترين، راحت ترين و ارزان ترين وسيله اي که ورزشکاران و مردم براي رفع خستگي، کسالت و به دست آوردن آرامش و راحتي از آن استفاده مي کنند، آب باشد. گرفتن دوش آب گرم پس از
ورزش و مسابقه، يا پس از انجام کارهاي سنگين روزانه، تقريبا يک امر طبيعي و عادي است که تمام بازيکنان و افراد، آگاهانه يا بدون آگاهي از آن استفاده مي کنند. به گزارش ايرنا، آب درماني، يک روش عامه پسند است و به خلاف اکثر روشهاي ديگر، رفع خستگي عضلاني با رضايت و خوشنودي ورزشکاران توام مي شود. با تمام مزايا در مورد آب درماني، بايد گفت: "با شناخت و آگاهي از تاثيرات فيزيولوژيکي و درماني آب، به آساني و راحتي مي توان از آن استفاده کرد." "هيدروتراپي" به معناي آب درماني در گذشته توسط ايراني ها، مصري ها، يوناني ها و ژاپني ها، با توجه به خواص درماني آب، به فراواني مورد استفاده قرار مي گرفت. هيدروتراپي يا آب درماني به شکل امروزي آن را شايد بتوان مديون دکتر "جان فلوير" انگليسي دانست. شايد استفاده از آب در موارد درماني و رفع خستگي در ورزشکاران وبه دست آوردن آرامش جسمي و روحي، قدمتي معادل قدمت زندگي بشر داشته باشد. مزايا و خصوصيات استفاده از آب درماني براي تسکين دردها وآفرينش آرامش، يعني در موارد درماني و رفع خستگي در ورزشکاران وبه دست آوردن آرامش جسماني - روحي، متعدد است. در دسترس بودن آن براي همه، ارزان بودن نسبت به روش هاي ديگر، اندازه گيري درجه حرارت آب به آساني، سبک شدن وزن بدن در آب و عامه پسند بودن آن براي همه، از جمله مزاياي آب درماني است.
آب و رفع خستگي
آب درماني چگونه باعث رفع خستگي ورزشکاران مي شود؟ براي شناخت و آگاهي از چگونگي عمل و علل رفع خستگي ورزشکاران، متعاقب استفاده از هيدروتراپي بايد تاثيرات فيزيولوژيکي آب درماني را نيز بررسي کرد. به طور کلي، در هنگام قرار گرفتن در آب، تغييرات زير در بافت ها و اندام هاي
بدن رخ مي دهد.
- افزايش درجه حرارت بدن: بر حسب ميزان و مقدار گرماي آب، درجه حرارت
بدن هم تغيير مي کند. در اغلب موارد که درجه حرارت آب استخر بين 34 تا 37 درجه سانتيگراد باشد، دماي بافت ها و عضلات ورزشکار نيز مقداري افزايش مي يابد.
- افزايش سوخت و ساز بافت ها: در اثر افزايش حرارت بافت هاي مختلف بدن، ميزان سوخت وساز يا متابوليسم عمومي بافت ها نيز زياد مي شود.
- اتساع عروق: بالا بودن حرارت آب منجر به بالا رفتن حرارت
بدن و متعاقب آن، متسع شدن عروق و مويرگ ها مي شود. در ضمن، اتساع عروقي مي تواند ناشي از افزايش سوخت و ساز سلول ها باشد که نياز به اکسيژن اضافي و دفع بيشتر مواد حاصل از سوخت و ساز دارند.
- افزايش جريان خون: افزايش درجه حرارت
بدن موجب زيادتر شدن سوخت و ساز سلول ها مي شود که براي جبران کردن اين امر، بدن به افزايش جريان خون بافت ها روي مي آورد. بنابر اين، ميزان جريان خون نيز متعاقب قرار گرفتن در آب گرم افزايش مي يابد.
- افزايش ميزان فعاليت قلب: به دنبال اتساع عروق خوني و زياد شدن ميزان جريان خون، ميزان
خون وارده به قلب نيز زيادتر مي شود و طبق قانون فرانگ استارلينگ (هرچه خون وارده به قلب زيادتر شود، خون خارج شده از آن نيز زيادتر مي شود) ميزان برون ده قلبي نيز افزايش مي يابد و فعاليت قلبي هم بيشتر مي شود.
به دنبال ايجاد تاثيرات فيزيولوژيکي فوق در بافت ها و اندام هاي بدن، يک سلسله تاثيرات درماني در فرد مشاهده مي شود، از جمله در اثر افزايش جريان
خون و بهبود وضع تغذيه در اندام ها و دفع سريع مواد زايد، گرفتگي و اسپاسم عضلات فرد، بر اثر وقوع تغييرات مذکور، اين درد و ناراحتي ورزشکار از بين مي رود. به طور خلاصه مي توان گفت که تاثيرات درماني آب به واسطه اثري است که آب روي پوست بدن دارد. در آب درماني، پوست بدن به عنوان يک عضو مهم و اساسي است، زيرا بر اثر برخورد جريان آب، گيرنده هاي عصبي پوست تحريک مي شوند. تحريکات ايجاد شده از طريق اعصاب، بر سيستم عصبي مرکزي تاثير مي گذارند و اين تاثيرات سيستم عصبي مرکزي است که باعث به وجود آمدن اثرات درماني آب مي شود. استفاده از آب درماني روي جريان خون، سوخت و ساز بدن، سيستم عصبي، ترکيب خون و ميزان ترشح غدد نيز تاثير مي گذارد و در نهايت، تجمع اين تاثيرات روي روان فرد منعکس مي شود.


موارد کاربرد آب درماني در ورزش
از هيدروتراپي به غير از رفع خستگي و آرامش در ورزشکاران، در موارد ديگري نيز مي توان استفاده کرد. مهم ترين کاربردهاي آب درماني شامل موارد زير است:
1- به عنوان قسمتي از درمان فوري ضايعه ورزشي که بايد از آب سرد با درجه حرارت حدود 12/8 درجه سانتيگراد استفاده کرد. براي مثال، قرار دادن مچ پا يا دست ضايعه ديده در ظرف آب سرد، باعث جلوگيري از ايجاد تورم و التهاب در موضع صدمه ديده مي شود و درد را کاهش مي دهد.
2- در درمان ضايعات ورزشي مزمن مثل کوفتگي، رگ به رگ شدن و پيچ خوردن مفاصل، التهاب و تورم تاندون يا زرد پي مي توان از آب درماني استفاده کرد. برخي از متخصصان عقيده دارند که در هر مرحله از ضايعات سيستم عضلاني - استخواني مي توان از آب درماني استفاده کرد. البته توصيه مي شود که در اوايل وجود ضايعه حاد و شديد، از آب گرم نيز استفاده کرد.
3- بعد از عمل جراحي در صدمات ورزشي، براي به دست آوردن دامنه حرکتي مفاصل مي توان از آب درماني استفاده کرد. از موارد مهم ديگر، کاربرد آب درماني در
ورزش براي تحرک و انعطاف پذيري در عضلات و مفاصل است. در اين حالت نيز عضو مورد نظر را در يک وان يا ظرف مناسب قرار مي دهيم. در صورت امکان مي توان از استخر آب گرم استفاده کرد. گرماي آب باعث نرم شدن بافت ها و عضلات و مفاصل مي شود و اين امر کيفيت انجام حرکات در عضو صدمه ديده را بهبود مي بخشد.
4- به عنوان قسمتي از برنامه آمادگي ورزشکاران هم مي توان از آب درماني استفاده کرد. منظور اين است که براي گرم کردن عضلات بدن، افزايش جريان
خون در بافت ها، بهبود وضع تغذيه سلول ها، قبل از شروع تمرينات و حرکات جهت تقويت و آماده کردن بدن، مي توان از آب درماني استفاده کرد.
5- از جمله موارد ديگري که هيدروتراپي در
ورزش کاربرد دارد، تميز و برطرف کردن مواد خارجي از روي زخم ها، خراشيدگي ها، تاول ها و ديگر صدمات ورزشي است که در پوست بدن به وجود مي آيد.


ممنوعيت استفاده از آب درماني
اگرچه استفاده از آب درماني يک روش بدون خطر و بي عارضه است و مي توان آن را براي اکثر ورزشکاران تجويز کرد، بهتر است در هنگام استفاده از آن به نکاتي چند توجه داشت:
1- در هنگام وجود اختلال حسي در ورزشکاران، بايد در درجه حرارت آب دقت زيادي به عمل آورد، زيرا امکان ايجاد ضايعه، پس از استفاده از آب گرم در ورزشکاراني که دچار اختلالات حسي هستند، وجود دارد.
2- همچنين ورزشکاراني که اختلالات گردش خون، عفونت حاد، زخم باز و وسيع، نارسايي قلبي يا نارسايي تنفسي و اختلالات غدد دارند، نبايد از هيدروتراپي استفاده کنند. در صورت به کار بردن آن نيز بايد دقت بسيار زيادي به عمل آورد. در هنگام استفاده از آب گرم، چون فشار
خون پايين مي آيد، بنابراين در ورزشکاراني که نارسايي قلبي دارند، استفاده از آب درماني ممنوع است.
3 -همچنين در آن دسته از ورزشکاران زن که دوران قاعدگي را مي گذرانند، نبايد از هيدروتراپي استفاده کرد.

منبع: parsiteb.com

ارسال برای دیگران

طب انرژی

ارسال شده در:12 خرداد 1388

طب انرژی

طب انرژي شاخه‌اي علمي از پزشكي است كه به بررسي ارتباط بدن انسان با انرژي‌هاي الكتريكي، مغناطيسي، ميدان‌هاي الكترومغناطيسي مانند نور و صوت، همچنين انواع ديگر انرژي نظير جاذبه، انرژي گرمايي، انرژي شيميايي و فشار؛ نحوه پاسخ‌دهي بدن به اين انرژي‌ها؛ امكان كاربرد اين انرژي‌ها به منظور حفظ سلامت، پيشگيري و درمان بيماري‌ها مي‌پردازد.

تا چند دهه پيش ميدان‌هاي انرژي زيستي از نظر پزشكي روز وجود خارجي نداشت. در حالي كه اكنون ما نه تنها وجود چنين ميدان‌هايي را به صورت علمي ثابت مي‌كنيم، بلكه مي‌توانيم نحوه توليد آن و اين‌كه چگونه در اثر بيماري‌ها تغيير مي‌يابند را نيز توضيح دهيم.

امروزه با كمك علم فيزيك مي‌دانيم كه همه ما يك انرژي جمعي و از يك سرچشمه‌ايم. در واقع آن‌چه هست، فقط سطوح مختلف ارتعاش است. تمام شكل‌هاي ماده در سطوح مختلف، انرژي ارتعاشي دارند. ما از ميدان‌هاي انرژي متراكم‌تر كه آن را بدن فيزيكي مي‌ناميم و ميدان‌هاي كم‌تراكم‌تر (ميدان‌هاي انرژي لطيف) تشكيل شده‌ايم. فرايند افزايش انرژي و سامان يافتن ميدان‌ انرژي لطيف،‌ فرايند شفا است. و انسان نمي‌تواند سطح آگاهي هشيار خود را بالا ببرد مگر اين‌كه ذهنش را با حقيقت و عشق بپالايد.

حيات وابسته به انرژي فوتون متصاعد شده از خورشيد است. در چرخه حيات، نخست فوتون به وسيله كلروفيل درختان جذب مي‌شود تا در فرآيندي شيميايي (فتوسنتز) با ديگر مواد تركيب شده و در نهايت گلوكز و اكسيژن به دست آيد.

از ديدگاه فيزيك و مطابق با نظرات ريچارد فينمن برنده جايزه نوبل سال 1965 برهمكنش الكترومغناطيسي، نقش بنيادي در بيولوژي ايفا مي‌كند. الكترومغناطيس مسئول ساختار و رفتار اتم‌ها، مولكول‌ها، سلول‌ها و در نهايت بدن انسان مي‌باشد. و در اصل ارگانيسم انسان يك سيستم الكترومغناطيسي است.

از ديرباز در شرق، اعتقاد بر اين بوده كه سلول‌هاي زنده نوعي انرژي تحت عنوان «نيروي حيات» Qi,Chi) و Prana ) از خود ساطع مي‌كنند. بر همين اساس، صدها سال است كه متخصصان طب سوزني تلاش مي‌كنند با تحريك نقاطي از بدن و متعادل ساختن نشر اين تشعشع بتوانند تعدادي از بيماري‌ها را درمان كنند.

در سال 1960 كشف شده كه سلول‌هاي زنده نوعي نشر همدوس به نام «بيوفوتون» از خود منتشر مي‌كنند. امروزه از ديدگاه بيوفيزيك يك ارگانيسم زنده مجموعه‌اي پيچيده از بارهاي الكتريكي است كه به گفته فينمن تنها از طريق فوتون‌ها بر هم اثر متقابل دارند. بنابراين در ارگانيسم زنده بيوفوتون‌هايي وجود دارد كه با اجزاي ارگانيسم يعني اتم‌ها،‌ مولكول‌ها، ماكرومولكول‌ها،‌ ارگان‌ها و كل بدن برهمكنش دارند.

Ruth  و Popp نشان دادند كه حيوانات، گياهان و انسان‌ها تحت شرايط خاصي شروع به تابش يا جذب فوتون مي‌كنند كه قابل اندازه‌گيري است. در سال 1972 آلن و همكارانش تابش فوتون از سلول سفيد چند هسته‌اي را در طي فاگوسيتوز كشف كردند. در سال 1976 نلسون و همكارانش موفق به كشف تابش فوتون از ماكروفاژ‌ها شدند. روشجر‏، گرانيگر و كليما نخستين كساني بودند كه موفق شدند طيف فوتون متصاعد شده از فاگوسيت‌ها را اندازه‌گيري كنند. طيف فوتون متصاعد شده از فاگوسيت‌ها نزديك به طول موج‌هاي 480،630،700 نانومتر است و نوعي واكنش مهم سيستم ايمني محسوب مي‌شود. ايجاد سوراخ با سوزن در طب سوزني سبب حمله فاگوسيت‌ها و توليد بيوفوتون با طول موج 630 نانومتر در محل تحريك مي‌شود. كاربرد روزمره طب انرژي در پزشكي مدرن در تشخيص و درمان به شرح زير است:

تشخيص

                 Xray

                 MRI

                 اندازه‌گيري فعاليت الكترومغناطيسي بدن توسط:

-         نوار قلب (Electrocardiogram=ECG)

-         نوار مغز(Electroencephalogram=EEG)

-         نوار عضله (Electromyogram=EMG)

درمان:

-         دستگاه محرك اعصاب پوستي (Transcutaneous Nerve Stimulator)

-         ضربان‌ساز قلب (Pacemaker)

-         دفيبريلاتور (دستگاه شوك قلبي) (Defibrilator)

-         ليزر

-         الكتروكوتر

-          Radio Frequency

 

دكتر اينتهون Einthoven با اختراع دستگاه الكتروكارديوگراف و ثبت انرژي الكتريكي قلب موفق به دريافت جايزه نوبل در سال 1924 شد و حدود 25 سال بعد دكتر برگر Berger با اختراع دستگاه الكترو انسفالوگراف، ثبت و اندازه‌گيري ميدان انرژي الكتريكي مغز را انجام داد و ثابت شد:

        1.          ارگان‌هايي مثل قلب و مغز قادرند جريان‌هاي الكتريكي توليد كنند.

    2.     اين جريان‌هاي الكتريكي به طريقي در تمام بدن منتشر مي‌شوند و مي‌توان آنها را در هر نقطه از بدن به وسيله الكترودهايي در سطح پوست ثبت و اندازه‌گيري نمود.

از طرفي قانون آمپر در فيزيك بيان مي‌كند:

« وقتي جريان الكتريسيته از يك جسم هادي مثل يك سيم و يا يك موجود زنده مي‌گذرد، يك ميدان مغناطيسي در فضاي اطراف آن ايجاد مي‌شود.

از آنجا كه بافت‌هاي  بدن انسان (مغز و رشته‌هاي عصبي و قلب و عروق و عضلات) هادي الكتريسيته هستند در اطراف بدن انسان هم، يك حوزه الكترومغناطيسي به نام ميدان بيومغناطيسي (Biomagnetic Field) وجود دارد.

در سال 1963 Baule  و  McFee در دانشگاه Syracruise نيويورك با استفاده از دو سيم پيچ كه هر يك 2 ميليون دور داشت، ميدان بيومغناطيسي قلب را اندازه گيري نمودند و اعلام كردند: « قدرت آن معادل يك ميليونيوم ميدان مغناطيسي زمين است»

مايكل فارادي دانشمند انگليسي، در سال 1831، پديده القاء را براي اولين بار به طور علمي توضيح داد:

«با حركت دادن يك آهنربا در مجاورت يك جسم هادي، جرياني قابل اندازه‌گيري در آن جسم هادي به وجود مي‌آيد.»

قانون القاء فارادي كه يك قانون زيربنائي از علم الكترومغناطيس به شمار مي‌آيد، بعدها، پايه‌گذار علم نوين زيست‌شناسي مغناطيسي (Magnetobiology)شد كه به بررسي تاثيرات ميدان‌هاي مغناطيسي بر روي موجودات زنده مي‌پردازد.

به طور همزمان در دانشگاه Cambridge تحول بزرگي در طب انرژي اتفاق افتاد:

Zimmermann دستگاهي به نام دستگاه تداخل كوانتومي فوق هادي Super Conducting Quantum Interference Device   (SQUID)ساخت، كه منجر به دريافت جايزه نوبل شد. او با اين دستگاه توانست با دقت بسيار بالاتري نسبت به دستگاه‌هاي قبلي، وقايع الكترومغناطيسي درون و بيرون بدن را ثبت و اندازه‌گيري كند.

دستگاه Pulsed electromagnetic field (PEMF): در اوائل دهه 70 ميلادي Brighton  و  Basset در دانشكده پزشكي و جراحي دانشگاه كلمبيا در نيويورك، توانستند با استفاده از ميدان الكترومغناطيسي با فركانس بسيار پائين (ELF) Extremely Low Frequency استخوان‌هايي را كه پس از شكستگي به هيچ عنوان جوش نخورده بودند حتي پس از گذشت 40 سال التيام دهند.

 

مكانيسم علمي شفابخشي با دست:

در سال 1773 فرانس آنتوان مسمر با حركات دست در اطراف بيماران درمان‌هايي انجام داد و معتقد به وجود نوعي مغناطيس حيواني (Animal Magnetism) بود.

در حال حاضر، در سراسر جهان ـ از كشورهاي جهان سوم گرفته تا كشورهاي پيشرفته ـ روش‌هاي مختلف شفابخشي با انرژي دست، با استقبال بسيار گسترده مردم و پزشكان مواجه شده و به موازات طب رايج، در منازل، مطب‌ها، كلينيك‌ها و حتي بيمارستان‌هاي بزرگ براي حفظ و ارتقاي سلامتي و بهبود كيفيت زندگي و پيشگيري و درمان بيماري‌ها و ناتواني‌هاي مراجعين استفاده مي‌شود.

مثال‌هايي از رايجترين مكاتب شفابخشي با دست:

                 Hands On Healing

                 Reiki

                  Pranic Healing

                 Spiritual Human Yoga (SHY)

                  Polarity

                 Psychic Healing

                 Therapeutic Touch

                 Quantum Touch

                 Quantum Touch

                 Chi Qong & Tai Chi

 

دكتر Zimmerman  در تحقيقات خود نشان داد:

1.    درمانگران انرژي در سبك‌هاي مختلف از دستان خود ميدان مغناطيسي با فركانس بسيار پايين با ماهيتي ضربان دار EMF به طرف بدن بيمار ساطع مي‌كنند. (مشابه با دستگاه PEMF كه منجر به ترميم بافت‌هاي بدن مي‌گردد)

2.    شدت اين ميدان مغناطيسي نسبت به هر ميدان زيست مغناطيسي ديگري بيشتر است. (1000 بار قوي‌تر از ميدان مغناطيسي قلب يك‌ميليون بار قوي‌تر از ميدان مغناطيسي مغز)

3.        چنين كيفيتي در اطراف دستان افراد عادي كه براي شفابخشي آموزش نديده‌اند مشاهده نمي‌شود.

پژوهشگران دانشگاه استانفورد با به كارگيري وسايل حساسي كه جريان انرژي ورودي به بدن را اندازه‌گيري مي‌كنند مشخص كردند كه انرژي ريكي از تاج سر (چاكراي تاجي) درمانگر وارد و از دست‌هاي او خارج مي‌شود. به نظر مي‌رسد انرژي ريكي وقتي فعال شد در خلاف جهت حركت عقربه‌هاي ساعت و با حركتي مارپيچي شبيه مارپيچ‌هاي دو گانه DNA جريان مي‌يابد.

در سال 1939، سميون كرليان Semyon Kirlian يك مهندس برق اهل روسيه متوجه شد وقتي افراد تحت درمان با دستگاه الكترو تراپي قرار مي‌گيرند بين الكترود دستگاه و دست بيمار، جرقه ضعيفي ايجاد مي‌شود كه توسط فيلم حساس، قابل ثبت است. و اين كشف باعث ساخت دوربين كرليان Kirlian Camera گرديد.

-     40 سال تحقيق كرليان و همسرش در مورد حوزه بيومغناطيسي بدن انسان و ساير موجودات نشان داد كه اشياء بي‌جان بر خلاف موجودات زنده تصويري به دست نمي‌دهند. همچنين هاله انرژي اطراف انگشتان دست انسان در حالت سلامت، كاملا منظم و در زمان بيماري نامنظم است.

حوزه انرژي انسان مجموعه‌اي از تشعشات انرژي حياتي است كه در فضاي اطراف بدن موجود مي‌باشد.

اين حوزه انرژي كه در زبان عامه با نام هاله معروف است توسط متخصصان فيزيك به نام ميدان تشعشعي موجود زنده ناميده مي‌شود. اين ميدان محدوده وسيعي از طيف الكترومغناطيسي ـ از ماوراي بنفش (10 به توان 15 هرتز) تا فركانس‌هاي بسيار پايين (در حد چند هرتز) ـ را شامل مي‌شود. در انتهاي پايين اين طيف امواج الكتريكي مغز و قلب وجود دارد كه با وسايل معمول طب رايج قابل اندازه‌گيري مي‌باشند. در انتهاي بالاي طيف، امواجي وجود دارند كه توسط شمارش‌گرهاي حساس فوتون قابل سنجش مي‌باشند. در روش تصويربرداري كرليان به يك ميدان الكتريكي پرفركانس ـ پرولتاژ نياز است.

طريقه عكسبرداري به اين صورت است كه دست فرد بر روي يك ورقه كاغذ عكس‌برداري يا فيلم قرار مي‌گيرد و خود اين فيلم بر روي يك صفحه فلزي (آلومينيومي) گذاشته مي‌شود كه توسط جريان الكتريسيته شارژ شده است و فضاي بين فيلم و صفحه فلزي را يك صفحه شيشه‌اي پر مي‌كند.

هنگامي كه تصوير برداري به اين روش ثبت مي‌شود، شعاع‌هايي از نور ديده مي‌شوند كه از انگشتان فرد خارج شده و در اطراف دست شخص خودنمايي مي‌كنند، كه حاصل الگوي تداخلي بين حوزه انرژي فرد با ميدان الكتريكي فوق خواهد بود.

براساس شيوه‌هاي طب شرقي از جمله طب سوزني، انرژي بدن  در مسيرهايي به نام نصف‌النهارهاي انرژي يا مريديان‌ها جريان دارد. اين مسيرها كه هر يك مربوط به يكي از اعضاي بدن مي‌باشد در انتهاي انگشتان ختم مي‌گردد. علاوه بر طب سوزني، در دانش‌هاي ديگر همچون بازتاب‌شناسي و سوجوك‌تراپي نيز نظير اين ايده وجود دارد.

براساس اين علوم تحقيقات مختلفي در دنيا انجام شده كه از جمله آنها تحقيقات 14 ساله پروفسور پيتر مندل آلماني بر روي 800‌هزار  تصوير GDV مي‌باشد.

بر اين اساس سيستمي با نام تحليل منطقه‌اي Sector analysis شكل گرفته است كه با كمك آن مي‌توان از حوزه انرژي انگشتان جهت پي‌بردن به اعضاي مختلف بدن استفاده كرد. روش تصويربرداري GDV در واقع شيوه بسيار پيشرفته عكسبرداري كرليان مي‌باشد. كه در آن از روش‌هاي تفسيري نوين و فن‌آوري و محاسبات پيچيده كامپيوتري در جهت تحليل تصاوير ثبت شده استفاده مي‌گردد. در اين شيوه از ميدان با خصوصيات خاص و زمان تخليه ويژه براي ثبت تصاوير خاصي كه به آنها Beogram گفته مي‌شود، استفاده مي‌گردد.

خصوصياتي همچون يك‌نواختي يا عدم يكنواختي تصاوير، سوراخ‌ها، بريدگي‌ها و بيرون‌زدگي‌هاي انرژي نشان دهنده سلامتي و بيماري فرد مي‌باشد.

از سال 2002 بيوالكتروگرافي با دستگاه GDV به دنيا معرفي گرديد كه ابتدا در روسيه شروع شد و سپس به اروپا و آمريكا راه پيدا كرد و همزمان با همين موج نوين، در ايران نيز از سال 2004 در مركز تحقيقاتي طب مكمل و جايگزين واقع دربيمارستان ميلاد تهران، با كمك دستگاه GDV ثبت انرژي اطراف بدن در تعداد بسياري از افراد داوطلب انجام شده و نتايج تحقيقاتي جالب توجهي توسط تيم پزشكان اين مجموعه علمي، آموزشي، پژوهشي به دست آمده است. از آنجا كه بسياري از بيماري‌ها (تقريبا تمامي آنها) قبل از بروز در جسم سبب ايجاد تغييراتي در هاله يا حوزه انرژي افراد مي‌شود‏، لذا امروزه در تعداد زيادي از بيمارستان‌ها  و درمانگاه‌ها و موسسات تحقيقاتي كشورهايي نظير آمريكا، انگلستان، اسپانيا و آلمان از اين شيوه براي بررسي حالات سلامتي و بيماري‌ افراد استفاده مي‌شود.

برخي از ويژگي‌ها و توانايي‌هاي اين دستگاه عبارتند از:

1.         سنجش وضعيت روحي افراد و تعيين ميزان استرس آنها

2.        بررسي و تحليل مراكز انرژي (چاكراها)

3.        تعيين ميزان انرژي اعضاء مختلف بدن

4.        سنجش سير بيماري

5.        سنجش پاسخگويي بيماران در طي درمان

6.        بررسي آثار مدي‌تيشن و ساير تكنيك‌هاي ذهن ـ بدن

7.        بررسي همخواني و هماهنگي و تاثير افراد بر روي يكديگر

8.        بررسي و تحليل اثر مواد، داروها و امواج بر حوزه انرژي انسان

9.        مقايسه انرژي بين دو نيمه راست و چپ بدن

با توجه به اين واقعيت علمي كه بسياري از بيماري‌هاي بشر امروزي، در ذهن و روان (به عنوان ماهيت‌هاي ادغام شده با حوزه انرژي زيستي انسان) ريشه دارد، با اين سيستم مي‌توان بيماري‌هاي متعددي را حتي پيش از وقوع تشخيص داده، براي درمان در مراحل اوليه به تيم‌هاي پزشكان متخصص در هر زمينه ارجاع داد.

 

منبع: طب انرژی و کاربردش در پزشکی امروز
از مجله:
سال سوم،شماره 11و 12
نویسنده :دکتر میترا حاجی زاده

ارسال برای دیگران

پاسخ‌گویی 24 ساعته به سؤالات دینی به صورت آنلاین

ارسال شده در:30 دي 1387

 

پاسخ‌گویی 24 ساعته به سؤالات دینی


به صورت آنلاین

مركز ملی پاسخ‌گویی به سؤالات دینی به پرسش‌های كاربران اینترنتی به صورت شبانه‌روزی و زنده پاسخ می‌گوید.
حجت‌الاسلام محمدرضا بهروز، مدیر بخش آنلاین مركز پاسخ‌گویی به سؤالات دینی گفت: بخش زنده مركز ملی پاسخ‌گویی به سؤالات دینی در 24 ساعت آماده پاسخ‌گویی به سؤالات دینی هموطنان در سراسر كشور است.
وی در ادامه افزود: از امروز بخش زنده این مركز در 24 ساعت شبانه‌روز فعال شده است و كاربران می‌توانند سؤالات دینی، اخلاقی، مشاوره و دیگر مسائل مورد نیاز خود را از كارشناسان حوزوی این مركز بپرسند.
حجت‌الاسلام بهروز درباره زمان و نشانی‌های پاسخ‌گویی به صورت زنده بیان داشت: كاربران می‌توانند از طریق پایگاه‌های اینترنتی ارتباط شیعی و صدای بهار هر روز از ساعت 15 تا 23 با كارشناسان این مركز سؤالات خود را در زمینه مسائل مذهبی و مشاوره دینی مطرح كنند.
وی همچنین اتاق‌های گفت‌وگو را از دیگر برنامه‌های زنده این بخش خواند و افزود: کاربران می‌توانند با دانلود نرم افزار مسنجر HiChatter و نصب و اجرای آن برای خود آی‌دی ساخته و طبق برنامه با مدیران اتاق تماس برقرار کرده و از برنامه‌های اتاق با آی‌دی pasokhgoo از ساعت 21 تا 5 صبح استفاده کنند؛ همچنین این بخش در زمینه‌های نقد ادیان یک‌شنبه شب‌ها، مشاوره سه‌شنبه‌ شب‌ها، اعتقادی پنج‌شنبه شب‌ها و اخلاقی جمعه شب‌ها آماده پاسخ‌گویی به كاربران است.
مدیر بخش آنلاین مركز پاسخ‌گویی به سؤالات دینی ارتباط از طریق برنامه یاهو مسنجر را از دیگر بخش‌های زنده این مركز اعلام كرد و اظهار داشت: این بخش به سؤالات كاربران در موضوعات اعتقادات، مشاوره، فقه و احکام و احكام زنان هر روز از ساعت نه صبح تا یك شب به نشانی آی‌دی pasokhgoo آماده پاسخ‌گویی به هموطنان در سراسر كشور است.
وی یاد‌آور شد: همچنین كاربران می‌توانند سؤالات دینی خود را به صورت خصوصی و یا صوتی با كارشناسان این مركز در میان بگذارند.
گفتنی است، علاقه‌مندان برای دریافت زمان و برنامه‌های دقیق پاسخ‌گویی زنده به صورت اینترنتی می‌توانند به نشانی www.pasokhgoo.ir  مراجعه كنند.

 


 

نوشته شده توسط عشق خدائی در ساعت 14:54مربوط به : پرسش های دینی شما
ارسال برای دیگران

تاريخچه پرچم کشورمان

ارسال شده در:22 دي 1387

تاريخچه پرچم کشورمان

خیلی بد است که ندانیم پرچم کشورمان چه جوری به وجود آمده است. مخصوصا حالا که پرچم جدید عراق هم رونمایی شده

 است ما باید اطلاعاتمان را در این زمینه کامل کنیم که کلاهمان یک روز سر از پس معرکه در نیاورد. این تاریخچه به

 

 اولین پرچمهای ایران تا امروز می پردازد!

 

 

بر خلاف اکثر عموم اولین پرچم ایران درفش کاویانی نبود بلکه اثر ذوق کورش کبیر بود. درفش کاویان زمانی درست شد

 که کاوه آهنگر یک هو قاطی کرد و دودمان هر چی آدم خونخوار که اول اسمش ضحاک بود را بر باد داد. کاوه فریدون را

 بر تخت شاهی نشاد و فریدون هم که خیلی از برچیده شدن حکومت ضحاک خوشحال بود دستور داد پیشبند کاوه را که بر

 سر نیزه زده بودند تا مردم را تحریک به قیام کنند طلاکاری کنند . از این به بعد شد درفش کاویانی!. کثرا فکر می کنند این

 پرچم اولین پرچم ایران بوده است.  حالا جالب است که درفش کاویانی را که با لباس آن بنده خدا درست نکردند. آن فقط

 یک نماد بود. درفشی که از روی آن ساخته شد وبه عنوان پرچم قرار گرفت از دوختن پوست پلنگ به عرض 5 متر و

 طول 7 متر درست شد!

 

تا زمانی که مسلمان ها ایران را گرفتند این پرچم ایران بود ولی مسلمان ها اجازه طرح پردازی را بر روی پرچم ندادند و

 ایران عملا بدون پرچم شد. پرچم سیاه جامگان و سرخ جامگان فقط یک رنگ داشت که هر چند پرچم الان لیبی هم فقط

 یک رنگ دارد ولی قبول کنید این دیگر اسمش پرچم نیست. برای همین سلطان محمود که به پادشاهی رسید توی پرچم

 سیاه سیاه جامگان که طرح ذوق ابومسلم بود یک ماه طلا دوزی کنند. پسرش مسعود که آمد از این سوسول بازی ها خوشش

 نیامد و دید ماه خیلی رمانتیک است و به دردش نمی خورد رفت سراغ علاقه اصلیش. شکار شیر!

سلطان مسعود که دید خیلی شیر دوست دارد سریعا یک شیر را به جای ماه به پرچم دوخت و از آن زمان تا قبل از انقلاب

 شیر شد نماد ایران. اگر می خواهید بدانید چطوری به فرانسه نگاه کنید که نشانش خروس است. آن زمان نشان ما شیر بوده

است!

در زمان خوارزمشاهیان سکه هایی زده شد که عکس خورشید بر پشت شیر بود. به شخصه فکر می کنم که این به دلیل آیین

 مهرپرستی ایرانیان آن موقع بوده است که در این آیین خورشید بسیار مقدس بوده است. ولی هنوز تا زمان شاه خورشید باید

 صبر کنید.

 شاه طهماسب هم یک خورده در این واقعه اختلال ایجاد کرد و چون فکر می کرد که ماه حمل با نشان گوسفند خیلی پربرکت

 بوده است ( چون خودش متولد ماه حمل بوده است ) گوسفند را جایگزین شیر کرد. در بقیه آن دوران پرچم ایران یک

 پارچه سبز با مشان شیر و خورشید بود که شیر و خورشید انواع و اقسام حالات مختلف را در این دوران داشته اند. تا این

 که نادر ، شاه شد!

 

نادر شاه چند تا پرچم داشت ولی پرچم ایران را پرچمی سه رنگ قرار داد که از رنگهای پرچم فعلی تشکیل شده بود. در این

 پرچم که هنوز هم 4 گوش نشده بود و مثلثی بود یک شیر بود که خورشید از پشتش طلوع می کرد و در وسط خورشید

 عبارت الله الملک به چشم می خورد. این پرچم مادر پرچمهای جدید ایران شد!

 

 

آقا محمد خان که آمد یک سری کارهای اساسی توی پرچم کرد. مثلا پرچم را 4 گوش کرد و به دست شیر ایران یک شمشیر

 هم داد. به خاطر این که با نادر هم مخالف بود رنگ پرچم را واحدی کرد که در شکل می بینید.

 

اما امیر کبیر. وقتی صحبت از امیر کبیر می شود باید بسیار با احترام صحبت کرد. این ایران امروز ساخته دست همان مرد

 است. هر چی خوبی توی ایران می بینیم یک نقشی در آن به عهده امیر کبیر بوده است.

امیرکبیر دلبستگی ویژه‌ای به نادرشاه داشت و به همین خاطر  پیوسته به ناصرالدین شاه توصیه می‌کرد شرح زندگی نادر را

 بخواند. امیرکبیر همان رنگ‌های پرچم نادر را قبول کرد ، اما دستور داد شکل پرچم مستطیل باشد (بر خلاف شکل سه

 گوشه در عهد نادرشاه. اگر این اتفاق نمی افتاد پرچم الان ما غیر استاندارد حساب می شد) و سراسر زمینه پرچم سفید، با

 یک نوار سبز به عرض تقریبی ۱۰ سانتی متر در گوشه بالایی و نواری سرخ رنگ به همان اندازه در قسمت پایین پرچم

 دوخته شود و نشان شیر و خورشید و شمشیر در میانه پرچم قرار گیرد، بدون آنکه تاجی بر بالای خورشید گذاشته شود.

 بدین ترتیب پرچم ایران تقریباً به شکل و فرم پرچم امروزی ایران درآمد. در آخر درباره رنگهای بیشتر صحبت می کنیم.

 

بعد از انقلاب مشروطه در مجلس برای مخالفت با روحانیون که اسفاده از عکس را حرام می دانستند نمایندگان شیر را نماد

 حضرت علی اعلام کردند. مشخص است که دیگر هیچ ایرانی جرئت نداشت با نشان حضرت علی مخالفت کند. حضرت

 علی هم که قربانش بروم یک شمشیر داشت به اسم ذوالفقار پس به دست شیر یک شمشیر هم داده شد. در همان زمانها هم

 بود که توسط پهلوی ها تاج به پرچم اضافه و برداشته می شد.

 

 

 

این بود تا زمان پیروزی انقلاب ایران که پرچم این جوری شد.این پرچم را هم که می دانید توسط طولش یک و نیم برابر عرضش است. 22 بار الله اکبر در حاشیه ها دارد. یک هیئت 18 نفره این طرح را که توسط حمید ندیمی طراحی شده است تائید کرده اند.

 

 

در این صفحه اطلاعات زیادی در این باره خواهید خواند: صفحه استاندارد ایران

 رنگ پرچم

درباره رنگ پرچم هم که می شود هر برداشتی کرد ولی کلا این ترتیب زیر از همه معتبرتر است:

  • سبز - نشانه خرمی و دوستی

  • سپید - صلح و دوستی (بر گرفته از نشانه زرتشتیان)

  • سرخ - نشان خون از دست رفتگان در راه ایران (شهیدان)

البته می توانید برای این که بفهمید این سه رنگ در پرچم ایران چقدر قدمت دارند به عکس روی این دیوار که از هخامنشی مانده است و به عنوان پرچم اهورا ( فروهر) الان در موزه لوور نگهداری می شود توجه کنید.

 

frouharflag.png

  

این سه رنگ امروز جزئی از هویت امروز ماست. در حقیقت پرچم ایران اگر هر احساسی به ایران داشته باشیم باز هم با وجود ما آمیخته شده است و همه ما را با این پرچم می شناسند. یک روز پرچم  شیر و خورشید و امروز این پرچم در وجود ماست.

ارسال برای دیگران

حکايت ها

ارسال شده در:22 دي 1387

حکايت ها


آنچه از سوز آتش دل هر عاشق بر آيد

 پسرک و دخترک توي کافه نشسته بودن روي صندلي‌اي که شايد يک روز تو هم بشيني.
کمي اونطرف‌تر پيرمرد نشسته بود روي صندلي‌اي که شايد تو يک روز بشيني. پسرک و دخترک حرف مي‌زدن و پيرمرد نگاهشون مي‌کرد گاهي هم به تکه عکسي که توي دستش بود چشم مي‌دوخت و بغض مي‌کرد. يک دفعه دختر بلند شد و رفت ولي پسرک همين طور سر جاش نشسته بود از رفتارشون مشخص بود که ديگه نمي‌خوان همديگر رو ببينن.

پيرمرد در حالي که اشک مي‌ريخت بلند شد به سمت پسر رفت دست روي شونه‌اش گذاشت عکس را نشانش داد. پسرک به چهره پيرمرد نگاهي تاسف بار کرد سپس به سمت دختر دويد. يادش به خير سالها پيش ...

پيرمرد بازهم نشست روي همون صندلي‌اي که پسرک نشسته بود و تو هم شايد روزي بشيني.


عشق براي تمام عمر

پيرمردي صبح زود از خانه‌اش خارج شد. در راه با يک ماشين تصادف کرد و آسيب ديد. عابراني که رد مي‌شدند به سرعت او را به اولين درمانگاه رساندند. پرستاران ابتدا زخمهاي پيرمرد را پانسمان کردند سپس به او گفتند: بايد ازتو عکسبرداري شود تا جايي از بدنت آسيب نديده باشد. پيرمرد غمگين شد و گفت عجله دارد و نيازي به عکسبرداري نيست. پرستاران از او دليلش را پرسيدند.
پيرمرد گفت زنم در خانه سالمندان است. هر صبح آنجا مي‌روم و صبحانه را با او مي‌خورم. نمي‌خواهم دير شود!
پرستاري به او گفت: خودمان به او خبر مي‌دهيم. پيرمرد با اندوه گفت: خيلي متأسفم. او آلزايمر دارد. چيزي را متوجه نخواهد شد! حتي مرا هم نمي‌شناسد! پرستار با حيرت گفت: وقتي که نمي داند شما چه کسي هستيد، چرا هر روز صبح براي صرف صبحانه پيش او مي‌رويد؟ پيرمرد با صدايي گرفته، به آرامي گفت: اما من که مي‌دانم او چه کسي است...!
 


گداي نابينا

 روزي مرد کوري روي پله‌هاي ساختماني نشسته و کلاه و تابلويي را در کنار پايش قرار داده بود روي تابلو نوشته شده بود: من کور هستم لطفا کمک کنيد. روزنامه نگارخلاقي از کنار او مي‌گذشت، نگاهي به او انداخت. فقط چند سکه در داخل کلاه بود.. او چند سکه داخل کلاه انداخت و بدون اينکه از مرد کور اجازه بگيرد تابلوي او را برداشت آن را برگرداند و اعلان ديگري روي آن نوشت و تابلو را کنار پاي او گذاشت و آنجا را ترک کرد. عصر آن‌روز، روزنامه‌نگار به آن محل برگشت، و متوجه شد که کلاه مرد کور پر از سکه و اسکناس شده است. مرد کور از صداي قدم‌هاي او، خبرنگار را شناخت و خواست اگر او همان کسي است که آن تابلو را نوشته، بگويد که بر روي آن چه نوشته است؟


روزنامه‌نگار جواب داد: چيز خاص و مهمي نبود، من فقط نوشته شما را به شکل ديگري نوشتم و لبخندي زد و به راه خود ادامه داد. مرد کور هيچوقت ندانست که او چه نوشته است ولي روي تابلوي او خوانده مي‌شد: امروز بهار است، ولي من نمي‌توانم آنرا ببينم !!!

وقتي کارتان را نمي‌توانيد پيش ببريد، استراتژي خود را تغيير بدهيد. خواهيد ديد بهترين‌ها ممکن خواهد شد. باور داشته باشيد هر تغيير بهترين چيز براي زندگي است. حتي براي کوچکترين اعمالتان از دل، فکر، هوش و روحتان مايه بگذاريد اين رمز موفقيت است ......... لبخند بزنيد!


شام آخر

 لئوناردو داوينچي هنگام کشيدن تابلوي شام آخر دچار مشکل بزرگي شد: مي‌بايست نيکي را به شکل عيسي و بدي را به شکل يهودا، از ياران مسيح که هنگام شام تصميم گرفت به او خيانت کند، تصوير مي‌کرد. کار را نيمه‌تمام رها کرد تا مدل‌هاي آرمانيش را پيدا کند. روزي در يک مراسم همسرايي، تصوير کامل مسيح را در چهره يکي از آن جوانان همسرا يافت. جوان را به کارگاهش دعوت کرد و از چهره‌اش اتودها و طرح‌هايي برداشت. سه سال گذشت. تابلو شام آخر تقريباً تمام شده بود؛ اما داوينچي هنوز براي يهودا مدل مناسبي پيدا نکرده بود.


کاردينال مسئول کليسا کم کم به او فشار مي‌آورد که نقاشي ديواري را زودتر تمام کند. نقاش پس از روزها جستجو، جوان شکسته و ژنده‌پوش و مستي را در جوي آبي يافت. به زحمت از دستيارانش خواست او را تا کليسا بياورند، چون ديگر فرصتي براي طرح برداشتن نداشت.
گدا را که درست نمي فهميد چه خبر است، به کليسا آوردند: دستياران سرپا نگه‌اش داشتند و در همان وضع، داوينچي از خطوط بي تقوايي، گناه وخودپرستي که به خوبي بر آن چهره نقش بسته بودند، نسخه‌برداري کرد. وقتي کارش تمام شد، گدا، که ديگر مستي کمي از سرش پريده بود، چشم‌هايش را باز کرد و نقاشي پيش رويش را ديد و با آميزه‌اي از شگفتي و اندوه گفت: من اين تابلو را قبلاً ديده‌ام. داوينچي با تعجب پرسيد: کي؟ سه سال قبل، پيش از آنکه همه چيزم را از دست بدهم. موقعي که دريک گروه همسرايي آواز مي‌خواندم، زندگي پر رويايي داشتم و هنرمندي ازمن دعوت کرد تا مدل نقاشي چهره عيسي شوم. (پائولو کوئيلو - برگرفته از کتاب شيطان و دوشيزه پريم)
 



اگر شما از اعماق قلبتان تصميم به انجام کاري بگيريد مي توانيد آن را انجام بدهيد

 پيرمردي تنها در مينه‌سوتا زندگي مي‌کرد. او مي‌خواست مزرعه سيب زميني‌اش را شخم بزند اما اين کار خيلي سختي بود. تنها پسرش که مي‌توانست به او کمک کند در زندان بود .پيرمرد نامه‌اي براي پسرش نوشت و وضعيت را براي او توضيح داد :پسر عزيزم من حال خوشي ندارم چون امسال نخواهم توانست سيب زميني بکارم .من نمي‌خواهم اين مزرعه را از دست بدهم، چون مادرت هميشه زمان کاشت محصول را دوست داشت. من براي کار مزرعه خيلي پير شده‌ام. من مي‌دانم که اگر تو اينجا بودي مزرعه را براي من شخم مي‌زدي" .دوستدار تو پدر". پيرمرد اين تلگراف را دريافت کرد : پدر به خاطر خدا مزرعه را شخم نزن، من آنجا اسلحه پنهان کرده‌ام. 4 صبح فردا 12 نفر از مأموران FBI و افسران پليس محلي ديده شدند، و تمام مزرعه را شخم زدند بدون اينکه اسلحه‌اي پيدا کنند.

پيرمرد بهت زده نامه ديگري به پسرش نوشت و به او گفت که چه اتفاقي افتاده و مي‌خواهد چه کند؟ پسرش پاسخ داد: پدر برو و سيب زميني‌هايت را بکار، اين بهترين کاري بود که از اينجا مي‌توانستم برايت انجام بدهم.
نتيجه اخلاقي: هيچ مانعي در دنيا وجود ندارد. اگر شما از اعماق قلبتان تصميم به انجام کاري بگيريد مي‌توانيد آن را انجام بدهيد .

 


 و اما داستاني که دوست خوبم بارون برام فرستاده



يكي بود يكي نبود، يك بچه كوچيك بداخلاقي بود. پدرش به او يك كيسه پر از ميخ و يك چكش داد و گفت هر وقت عصباني شدي، يك ميخ به ديوار روبرو بكوب.
روز اول پسرك مجبور شد 37 ميخ به ديوار روبرو بكوبد. در روزها و هفته ها ي بعد كه پسرك توانست خلق و خوي خود را كنترل كند و كمتر عصباني شود، تعداد ميخهايي كه به ديوار كوفته بود رفته رفته كمتر شد. پسرك متوجه شد كه آسانتر آنست كه عصباني شدن خودش را كنترل كند تا آنكه ميخها را در ديوار سخت بكوبد بالأخره به اين ترتيب روزي رسيد كه پسرك ديگر عادت عصباني شدن را ترك كرده بود و موضوع را به پدرش يادآوري كرد. پدر به او پيشنهاد كرد كه حالا به ازاء هر روزي كه عصباني نشود، يكي از ميخهايي را كه در طول مدت گذشته به ديوار كوبيده بوده است را از ديوار بيرون بكشد. روزها گذشت تا بالأخره يك روز پسر جوان به پدرش روكرد و گفت همه ميخها را از ديوار درآورده است. پدر، دست پسرش را گرفت و به آن طرف ديواري كه ميخها بر روي آن كوبيده شده و سپس درآورده بود، برد پدر رو به پسر كرد و گفت: «دستت درد نكند، كار خوبي انجام دادي ولي به سوراخهايي كه در ديوار به وجود آورده اي نگاه كن !! اين ديوار ديگر هيچوقت ديوار قبلي نخواهد بود پسرم وقتي تو در حال عصبانيت چيزي را مي گوئي مانند ميخي است كه بر ديوار دل طرف مقابل مي كوبي. تو مي تواني چاقوئي را به شخصي بزني و آن را درآوري، مهم نيست تو چند مرتبه به شخص روبرو خواهي گفت معذرت مي خواهم كه آن كار را كرده ام، زخم چاقو كماكان بر بدن شخص روبرو خواهد ماند. يك زخم فيزكي به همان بدي يك زخم شفاهي است. دوست ها واقعاً جواهر هاي كميابي هستند ، آنها مي توانند تو را بخندانند و تو را تشويق به دستيابي به موفقيت نمايند. آنها گوش جان به تو مي سپارند و انتظار احترام متقابل دارند و آنها هميشه مايل هستند قلبشان را به روي ما بگشايند
 


و در آخر جملاتي از بزرگان :

پائواو کوئليو ميگه : زندگي نسبت به کسي که افسانه شخصي اش را دنبال کند بخشنده است

لئو تولستوي ميگه : زيستن راستين زماني است که تغييراتي کوچک رخ دهد

آلبرت ايشتين :  تخيل مهمتر از دانش است

افلاطون  : زندگي نيازموده ارزش زيستن ندارد

آنتوني رابينز : در معادله زندگي آينده هيچ وقت با گذشته برابر نيست

ارسال برای دیگران

خـــالی بنـــدی مطلقا ممنــــوع !!

ارسال شده در:13 آذر 1387

خـــالی بنـــدی مطلقا ممنــــوع !!



گروه اينترنتي وندا کلیک | www.VandaClick.Com


نمي دونم شما تا حالا در مورد واژه خالی بندی فكر كردين كه ممكنه سابقه ي ديرينه اي هم واس خودش داشته باشه؟
این روزها عبارت خالی بندی به معنی دروغ گرفتن و لاف زدن رایج شده است اما پیشینه این واژه به دهها سال پیش یعنی زمان سلطنت رضا شاه بر می گردد ! نقل می کنند که در زمان رضاشاه بدلیل کمبود اسلحه، بعضی از پاسبانهایی که گشت می دادند فقط غلاف خالی اسلحه یعنی همان جلدی که اسلحه در آن قرار می گیرد را روی کمرشان می بستند و در واقع اسلحه ای در کار نبود. دزدها و شبگردها وقتی متوجه این قضیه شدند براي اينكه همديگر را مطلع كنند به هم میگفتند که طرف "خالی بسته" و منظورشون این بود که فلان پاسبان اسلحه ندارد و غلاف خالی اسلحه را دور کمرش بسته به اين معني كه در واقع برای ترساندن ما بلوف می زند که اسلحه دارد و روی همین اصل بود که واژه خالی بندی رواج پیدا کرد. ولي اين واژه هيچ ارتباطي به دروغگويي و لاف زدن به صراحت زمان حاضر نداشت. حالا چرا در این چند دهه ي اخیر این واژه متداول شده و همچنان هم رو به تزايد است مشخص نيست ولي شايد باید آن را به حساب شيوايي بيش از حد زبان فارسي و غیر منتظره بودن اعمال ما ایرانی ها گذاشت که خیلی از کارهامون از روي يك روش منطقی و نشات گرفته از يك اعتقاد راسخ نیست بلكه احساسی، الگويي و متاسفانه قابليت جوگير! شدن هم هست. البته شاید هم در دوران گذشته نیازی به کاربرد این کلمه به تعبير فعلي نبوده چون هیچوقت جامعه ما این همه خالی بند نداشته است!
 

روان شناسي خالي بندي



نگارش یافته توسط محمود قوچانی


تقريبا همه دروغ مي گويند، اما دروغ داريم تا دروغ ! جان هالند راست مي گويد دروغ داريم تا دروغ : دروغ شاخ دار، دروغ مصلحت آميز، دروغ كودكانه و... اما دروغ هاي بي خطر يا كم خطري هم هست كه همه ما در زندگي روزمره مان زياد گفته يا شنيده ايم. در زمانه اي كه مي شود به كمك انواع روش هاي ارتباطي، ياد بگيريم كه صادق باشيم و با يكديگر با احترام رفتار كنيم، چرا به دروغ گويي عادت كرده ايم و چگونه مي توانيم از شر اين عادت مزاحم، خلاص شويم؟ روان شناسان به اين پرسش ها، پاسخ هاي علمي و دقيقي مي دهند.
 

گروه اينترنتي وندا کلیک | www.VandaClick.Com


1- دروغ گوهاي مرضي : فرآيند دروغ گويي از سن 4 تا 5 سالگي آغاز مي شود، يعني همان زماني كه كودك، نسبت به استفاده از زبان، آگاهي پيدا مي كند. البته دروغ كودكان، معمولا بي ضرر و صرفا به قصد رهايي از مخمصه يا رسيدن به آن چيزي است كه دوست دارند داشته باشند. اما در ميان بزرگسالان، اگر دروغ هاي مصلحتي را كنار بگذاريم، به اشخاصي برمي خوريم كه خيلي زياد و در مسائل كوچك و بزرگ، دروغ مي گويند.

روان شناسان به اين افراد مي گويند: دروغ گوهاي مرضي. دروغ گوهاي مرضي، دروغ مي گويند تا در خيال خودشان از حريمشان محافظت كنند، دوست داشتني و موجه به نظر برسند، به منافع مادي يا اجتماعي بيشتري دست پيدا كنند و يا اين كه از مجازات فرار كنند. البته در بيشتر مواقع، آن هايي كه از چنين افرادي دروغ مي شنوند، خودشان تا درجاتي متوجه اند كه فرد مقابلشان دارد دروغ مي گويد و چه بسا كه دلشان هم براي آن فرد بسوزد كه چرا چنين ذهن بيماري دارد. دستة ديگري از دروغ گوها هستند كه حساب شده، عامدانه و براي كسب منافع شخصي، دروغ مي گويند و اين كار را هم زياد و به صورت حرفه اي انجام مي دهند. روان شناسان، اين افراد را جزو شخصيت هاي ضداجتماعي طبقه بندي مي كنند. اين گروه معمولا زياد سر و كارشان به پليس، دادگاه و زندان مي افتد. دروغ گويي معمولا با گذشت زمان، بدتر و بدتر مي شود. چرا كه اصل بر اين است كه وقتي آدم يك دروغ مي گويد، بعدها ناچار مي شود كه براي رفع و رجوع آن دروغ، دروغ هاي بيشتري بگويد.

2- تمرين حقيقت چرا؟ : اصلا چرا دروغ مي گوييم؟ روان شناسان، برخي از مهم ترين دلايلي را كه باعث مي شود دروغ بگوييم، اين گونه فهرست مي كنند: مي خواهيم از درگيري پرهيز كنيم. نمي خواهيم باعث خشم يا صدمة كسي بشويم. نمي خواهيم احساسات كسي را جريحه دار كنيم. مي خواهيم كسي را تخريب يا روحيه اش را تضعيف كنيم. مي خواهيم احترام و تحسين ديگران را جلب كنيم. دوست داريم به قدرت بيشتري برسيم. نمي خواهيم با حقيقت تلخي دربارة خودمان مواجه شويم. دوست نداريم به اشتباهاتمان اعتراف كنيم. مي خواهيم فعلا روي قضيه اي را بپوشانيم، به اين اميد كه شايد بعدا اوضاع، بهتر شود.

جالب اين كه خيلي از مواقع، ممكن است نيت شخص دروغ گو هم خيرخواهانه باشد، هر چند كه دروغ گويي در اكثر مواقع، ريشه در خود شخص و خودخواهي شخص دروغ گو دارد. اما سؤال مهم تر، اين است كه آيا مي توانيم با يادگيري و تمرين مهارت هاي ويژه اي، خودمان را مقيد كنيم كه هميشه و تحت هر شرايطي، حقيقت را بگوييم و از دروغ گويي خودداري كنيم؟ پاسخ روان شناسان، اين است كه بله، اين كار در بيشتر مواقع امكان پذير است، اما به تمرين و ممارست نياز دارد. بايد ياد بگيريم الگوهاي فرار از حقيقت را كه در ذهنمان شكل گرفته، كم كم از بين ببريم تا بتوانيم نوعي رابطة سالم و احترام آميز را با مخاطبانمان سر و شكل بدهيم.

3- تغيير ذهنيت با فرض اين كه شخص دروغ گو از نظر رواني دچار مشكل حادي نيست، روان شناسان مي گويند كه دروغ گو به خاطر فقدان مهارت، دست به نوعي انتخاب اشتباه مي زند و از بين راست و دروغ، دروغ را انتخاب مي كند تا به زعم خودش، شرايط را به نحو مؤثري مديريت كرده باشد. دروغ گويي هاي بي خطر يا كم خطر نيز در بيشتر موارد، صرفا ريشه در يك تنبلي ذهني دارد و به شكل يك عادت غلط در روح و روان شخص دروغ گو رسوخ مي كند. روان شناسان اعتقاد دارند براي كسي كه به دروغ گويي عادت كرده، بهتر اين است كه اول از همه، ذهنيت (mindset) خودش را تغيير بدهد تا بتواند راست گويي مهارتي (skillful honesty) را بياموزد و به كار ببندد.

4- تصميم عجولانه، ممنوع چه چيزي باعث مي شود ما به اين فكر بيفتيم كه دروغ گفتن، بهترين راه حل در وضعيت موجود است؟ چه ترسي در پشت اين انتخاب اشتباه، پنهان شده است؟ ترس از اين كه اشتباه كرده باشيم؟ ترس از اين كه ديگران از ما خوششان نيايد؟ ترس از اين كه قادر نباشيم حقيقت را در قالبي محترمانه، قابل پذيرش و قابل تحمل عرضه كنيم؟ چرا فكر مي كنيم كه دروغ در شرايط خاصي مي تواند نتيجة خوبي به همراه داشته باشد؟ و... سؤالات بالا را به دقت بررسي كنيد و دربارة پاسخ هايتان عادلانه قضاوت كنيد. وقتي انگيزه هاي دروغ گويي تان معلوم شد، بهتر مي توانيد خودتان را مجهز كنيد تا اگر دوباره سر و كلة ميل به دروغ گويي پيدا شد، آن را از سر راه برداريد. اما قبل از اين كه بخواهيد كاري بكنيد يا عكس العملي از خودتان نشان بدهيد، تمام گزينه هاي احتمالي را بررسي كنيد. دروغ گويي در خيلي از موارد، نتيجة تصميم گيري هاي عجولانه و عاري از تدبير است. وقتي متوجه شديد كه داريد دروغ سر هم مي كنيد، مكث كوتاهي بكنيد و از مخاطب خودتان اجازه بخواهيد تا بار ديگر، سؤال او و شرايط و موضوع مورد بحث را بررسي كنيد. شايد زمان، اين اجازه را به تان بدهد كه سر و ساماني به افكار تان ببخشيد. در همين زمان مي توانيد در كنار بررسي مسأله، نيت و انگيزة خود تان را نيز ارزيابي كنيد.ذهنتان را متوجه شخص يا جملة قصاري كنيد كه شما را به راست گويي دعوت مي كند. چه بهتر كه پيشاپيش، مجموعه اي از اين نوع جملات سودمند و پرمغز فراهم كرده باشيد يا پيشاپيش، فهرستي از كساني را كه دوستشان داريد و مورد احترام تان هستند، گردآورده باشيد. صادقانه از خودتان بپرسيد كه در شرايط كاملا واقع بينانه، اگر راستش را بگوييم، بدترين اتفاقي كه ممكن است بيفتد، چيست؟

5- درك طرف مقابل تصور كنيد شما باعث شده ايد موقعيتي متفاوت از آن چه كه بايد، به وجود بيايد و فرض كنيد كه شما مسبب اين وضع نابهنجار بوده ايد. اگر فكر مي كنيد كه شايد با بحث بتوانيد به يك درك متقابل برسيد و تلخي حاصل از ابراز حقيقت را بگيريد، بهتر است از اين نوع عبارات و جملات استفاده كنيد: شايد اين حرفي كه مي خواهم بزنم، درست نباشد، اما لطفا صبور باشيد... برداشت من اين است كه... آيا شما هم چنين برداشتي داريد؟ مي دانم كه شايد اشتباه كرده باشم، اما مي خواهم شما هم بدانيد كه... سعي كنيد حتما نشان بدهيد كه احساس طرف مقابل را درك مي كنيد. مثلا ابتدا بگوييد: من درك مي كنم كه تو عصباني هستي و... و سپس نظر خودتان و در صورت امكان، راه حل هاي پيشنهادي تان را ارائه دهيد. سعي كنيد احساستان را به نوعي در كلام، لحن و رفتار خودتان به مخاطب منتقل كنيد:
من هم از اين كه فلان كار، رأس زمان مقرر تمام نمي شود، واقعا ناراحتم.
شما مي توانيد اين ناراحتي را در صدا و چهره من ببينيد... سپس توضيح بدهيد كه قصدتان اين نبوده و سريع نتيجه گيري كنيد كه: الان مي خواهم در حضور شما برنامه اي تنظيم كنم كه هر چه سريع تر، كار تكميل شود. و دقيقا مشخص كنيد كه كدام بخش از گفته هايتان واقعيت است و كدام بخش، تصورات و نظرات شماست. اگر اين كار را نكنيد، ممكن است كم كم به سراغ جعل واقعيت و نهايتا سراغ دروغ گويي برويد.
 


چند روش تمريني براي اينكه هيچوقت خالي نبنديم!

گفتن حقيقت وظيفه ماست!


مسدود كردن آن دسته از مسيرهاي ذهني كه منجر به دروغ گويي مي شود، نياز به تمرين دارد. وقتي شخصي با يك موقعيت خطير و پراسترس مواجه مي شود، ممكن است در يك آن، دوباره به سراغ روش هاي آشناي قديمي براي دروغ گويي برود. روان شناسان توصيه مي كنند با به خاطر سپردن 6 نكته زير، مي توانيم از مهارت راست گويي كه در وجود همگي مان هست، بهره مند شويم. آن ها به ما مي گويند:

۱ـ خونسردي خود را حفظ كنيد. وقتي كه خونسرد باشيد و تمركز حواس داشته باشيد، خيلي راحت تر و بهتر مي توانيد از مهارت هاي خودتان استفاده كنيد.

۲ـ وقتي حقيقت را مي گوييد، ممكن است بعضي ها عكس العمل منفي از خودشان نشان بدهند. البته شايد هم دليل موجهي براي اين ابراز خشم و ناراحتي وجود داشته باشد. مثلا شايد اين حقيقت، نشان دهنده بدقولي شما در اجراي يك قرارداد باشد. اما به هر حال بايد بياموزيد كه اين وظيفة شماست كه مانند يك آدم بالغ و مسؤوليت پذير، در لحظات خشم و ناراحتي مخاطب تان هم در كنار او حضور داشته باشيد. روان شناسان بر اين باورند كه گاهي اوقات، ضعف و خطايي كه در وجود ديگران مي بينيم، ناشي از رويكرد اشتباهي است كه ما خودمان انتخاب كرده ايم. در واقع، اين زاوية ديد خودمان است كه ايراد دارد. شايد از يك زاوية ديگر هم بشود به هر چيزي نگاه كرد. اين مي تواند اولين قدم باشد براي اين كه به مهارت هاي بيشتر برسيد، چرا كه هيچ كس نمي تواند چيزي كه وجودش را باور ندارد، بهبود ببخشد.

۳ـ برنامه ريزي داشته باشيد. مديريت زمان، يكي از كليدي ترين عناصر لازم براي رسيدن به آسودگي خاطر است. وقتي كه مي دانيد چه تعهداتي داريد و چه زماني بايد آن ها را انجام دهيد، بهتر مي توانيد براي آن برنامه ريزي كنيد. اين طوري، كمتر ممكن است در شرايطي گير كنيد كه در آينده مجبور به دروغ گويي شويد.

۴ـ از عذرخواهي نترسيد. تا حالا چند بار مجبور به دروغ گويي شده ايد فقط به اين خاطر كه نخواسته ايد عذرخواهي كنيد؟ وقتي اشتباهي مرتكب شديد، نفس عميقي بكشيد، اشتباه را بپذيريد و بابت عمل يا رفتار اشتباه تان عذرخواهي كنيد. عذرخواهي نه تنها احساس گناه و استرس را از شما دور مي كند، بلكه باعث مي شود آسيب ها و خسارت هاي احتمالي تان نيز جبران شود. به علاوه، اعتراف به اشتباه و عذرخواهي كردن، دو نشانة مهم از شخصيت قوي و روحيه ي بالاست.

۵ـ يك منبع الهام بخش براي خودتان فراهم كنيد. تاريخ پر است از انسان هاي بزرگ و سخنان پرمغزي كه هر كدام مي تواند به ما انگيزه اي قوي بدهد. براي اين كه مهارت هاي راست گويي خودتان را هر از چند گاهي تقويت كنيد، به زندگي اين افراد و سخنان با ارزششان دقت كنيد. ممكن است بدون تجديد قواي اينچنيني، باز هم فيلتان ياد هندوستان كند و...

۶ـ بر روي آن چه بيش از هر چيز ديگري برايتان اهميت دارد، تمركز كنيد. حواس خودتان را متمركز كنيد بر روي رفتاري كه دوست داريد و تصوير ايده آلي كه از خودتان و در ذهن خودتان ساخته ايد. اين تصوير مي تواند شما را در ادامه ي راه هدايت كند و باعث شود انگيزه ي بيشتري براي حفظ مهارت هاي راست گويي و استفاده از آن ها داشته باشيد.

ارسال برای دیگران

راز گلها از گلچین روز

ارسال شده در:4 آذر 1387

راز گلها از گلچین روز

 View Full Size Image

گل رز
 رز سرخ:
عشق بي ريا-زيبايي-شجاعت احترام-تبريك- "دوستت دارم "
 رز سفيد: پاكي-معصوميت-راز-سكوت-فروتني-احترام- "عشق من به تو عميق و خالصانه است"
 رز صورتي: قدرداني- "متشكرم" وقار-ستايش-همدلي-لطافت-شادكامي- "باورم كن" - "تو خيلي دوست داشتني هستي"
 رز زرد: شادماني-رفاقت-شوق-حسادت-آغاز دوباره- "فراموشم نكن" - "معذرت ميخواهم"

 رز بنفش: عشق در نگاه اول

رز نارنجي: اشتياق-شيفتگي-آرزو

 غنچه رز: نماد پاكي و زيبايي-جواني-عشق نوپا

 يك شاخه گل رز: سادگي-سپاسگزاري-عشق تازه

يك شاخه گل رز سرخ: "دوستت دارم"

  رزسفيد عروس: عشق مبارك و فرخنده

 رز قرمز سير: سوگواري

 رز سياه: مرگ

 تركيبي از رز سفيد و سرخ: اتحاد-سازش

 رز كاملا شكفته: "من متعهد به تو هستم"-"هنوز دوستت داردم"

 دسته گل رز: قدرداني

 دسته گل رز كوچك: "من به ياد تو هستم"

 ------------------------------------

گل داوودی

View Full Size Image

     " داوودي: حقيقت - "تو دوست فوق العاده اي هستي 

 ------------------------------------

گل نيلوفر

 View Full Size Image

 نيلوفر آبي: حقيقت 

 ------------------------------------

گل نرگس

View Full Size Image

نرگس: غرور - خود بيني

نرگس زرد: احترام - جوانمردي - " تا زماني كه تو در 
                      كنار من هستي خورشيد بر من خواهد تابيد" 

------------------------------------

گل بنفشه

View Full Size Image

بنفشه: انديشه هاي ناگفته- سفر- "سفر بخير" -پاكدامني-فروتني

 ------------------------------------

 گل سوسن

View Full Size Image

 سوسن سفيد: دوشيزگي - پاكي
 
 ------------------------------------

گل اقاقيا

View Full Size Image

اقاقيا: عشق پاك - عشق پنهاني

 ------------------------------------
                
بگونيا: هشدار

  View Full Size Image

 ------------------------------------

کاکتوس

View Full Size Image

كاكتوس: پايداري - استقامت.

 ------------------------------------

گل كامليا

View Full Size Image

كامليا صورتي: "در آرزوي تو هستم" 
كامليا قرمز: "عشق تو همچون آتشي در قلب من است" 
 كامليا سفيد: "تو در خور پرستشي"

 ------------------------------------

 گل میخک

View Full Size Image

- ميخك: شيفتگي - عشق زن - ستايش - "بله" 
            ------------------------------------     

  قاصدک

View Full Size Image


 قاصدك: وفاداري - خوشبختي - صداقت - پيام آور عشق.

 ------------------------------------

گل پیچک

View Full Size Image

 پيچك: عشق - صداقت - وفاداري.

 ------------------------------------

گل نسترن

View Full Size Image

نسترن: آرزو - همدلي - "دوستم داشته باش".

 ------------------------------------

گل لادن

View Full Size Image

 لادن: پيروزي - غلبه - فتح.

 ------------------------------------

گل لاله

View Full Size Image

لاله: عاشق تمام عيار - "باورم كن" 
 ------------------------------------

گل ارکیده

View Full Size Image

اركيده: عشق - زيبايي.

 ------------------------------------

گل اطلسی

View Full Size Image

اطلسي: شرم - ازدواج فرخنده. 
 ------------------------------------

گل پامچال

View Full Size Image

 پامچال: "بدون تو قادر به زندگي كردن نميباشم"
ياسمن: شادي - شيريني - دلپذيري - وقار. 
 ------------------------------------ 
گل رزماری

View Full Size Image

 رزماري: يادآوري - خاطرات - يادگاري. 
------------------------------------

گل آلاله

View Full Size Image

 آلاله: پروت - زرق و برق. 
 ------------------------------------

گل آفتاب گردان

View Full Size Image

 آفتاب گردان: ستايش - غرور - پرستش. 
   
------------------------------------

گل مریم

View Full Size Image

 مريم: لذت 
-----------------------------------

گل گلایل

View Full Size Image

گلايل: ستايش - صداقت - "به من فرصت بده" 
  ------------------------------------

گل زنبق

View Full Size Image

زنبق: اندوه - تاسف. 

  ------------------------------------ 

گل آنتوریوم

View Full Size Image

 آنتوريوم: عاشق

   ------------------------------------

 مرغ بهشتی

View Full Size Image

ارسال برای دیگران

طالع بینی با اعداد

ارسال شده در:4 آذر 1387

طالع بینی با اعداد

 

فرض كنيم تاريخ تولد شما 26/8/1345 باشد. اين اعداد را به ترتيب زير با هم جمع مي‎كنيم :

11= 9+2 = 29 = 6+2+8+5+4+3+1

عدد يازده عدد تولد شماست. شما مي‎توانيد مطالب مربوط به عدد يازده را در مرحله اول مطالعه نماييد .

در مورد مرحله دوم نيز به ترتيب زير عمل مي‎كنيم :

فرض كنيم نام شما (حسين) و نام فاميل شما (كريمي) باشد. ابتدا حروف اين نام را جداگانه مينويسيم و سپس براساس ابجد صغير اعداد اين حروف را زير آنها نوشته جمع مي‎كنيم :

ح+س+ي+ن+ك+ر+ي+م+ي

3 = 0+3 = 30 = 8+6+1+5+2+2+1+4+1

عدد 3 عدد نام و نام فاميل شماست. شما مي‎توانيد مطالب مربوط به اين عدد را مطالعه نماييد .

 

مثال ديگر :

فرض كنيم تاريخ تولد دوست شما 8/10/1341 باشد. اين اعداد را به ترتيب زير جمع مي‎كنيم :

9 = 8+1 = 18 = 8+0+1+1+4+3+1

عدد 9 عدد تولد دوست شماست. او مي‎تواند مطالب مربوط به اين عدد را در مرحله اول مطالعه نمايد .

حال فرض مي‎كنيم نام دوست شما (محمد) و نام فاميل او (عليزاده) است. حروف اين نام را نيز جداگانه نوشته و اعداد مربوط به آنها را در زيرشان مي‎نويسيم و آن اعداد را جمع مي‎كنيم .

م+ح+م+د+ع+ل+ي+ز+ا+د+ه

12 = 48 = 4+8+4+4+7+3+1+7+1+4+5

دوازده عدد نام و نام فاميل دوست شماست. او مي‎تواند مطلب مربوط به اين عدد را مطالعه نمايد

تذكر مهم

اعداد تاريخ تولد و همين طور اعداد حروف نام و نام فاميل را بايستي آنقدر با هم جمع كنيم تا به عدد 1 تا 12 برسد. سپس مطالب عدد به دست آمده را مطالعه نماييم .

گاه ممكن است عدد به دست آمده از تاريخ تولد و عدد نام و نام فاميل يكي باشد. مثلاً هر دو (1) يا (2) يا (3) يا (4) و .... باشد. در اين صورت اين دو عدد را با هم جمع كرده و طالع به دست آمده را مطالعه نماييد .

 

ممنون از توجه شما

ارسال برای دیگران

اینجا بهشت است

ارسال شده در:28 آبان 1387

اینجا بهشت است

ارسال شده در:9 آبان 1387

- اینجا بهشت است

مردی با اسب و سگش در جاده­ای راه می­رفتند. هنگام عبور از کنار درخت عظیمی صاعقه­ای فرود آمد و همه را کشت. اما مرد نفهمید دیگر این دنیا را ترک کرده است و همچنان با دو جانورش پیش می­رفت. پیاده روی دراز بود، تپه بلند بود، آفتاب تندی بود، عرق می­ریختند و به شدت تشنه بودند. در یک پیچ جاده دروازه مرمری عظیمی دیدند که به میدانی با سنگفرش طلا باز می­شد و در وسط، چشمه­ای بود که آب زلالی از آن جاری بود رهگذر رو به مرد دروازه­بان کرد:

- روزبخیر

- روزبخیر

- اینجا کجاست که اینقدر قشنگ است؟

- اینجا بهشت است.

- چه خوب که به بهشت رسیدیم، خیلی تشنه­ایم.

- می­توانی وارد شوی و هر چقدر می­خواهی آب بنوشی.

- اسب و سگم هم تشنه­اند.

- واقعاً متأسفم ورود جانوران به اینجا ممنوع است.

مرد ناامید شد. چون خیلی تشنه بود. اما حاضر نبود آب بنوشد. از نگهبان تشکر کرد و به راه خود ادامه داد. پس از اینکه مدت درازی از تپه بالا رفتند به مزرعه­ای رسیدند. راه ورود به مزرعه دروازه قدیمی بود که به یک جاده خاکی با درختانی که در دو طرفش باز می­شد. مردی در زیر سایه درختها دراز کشیده بود و صورتش را با کلاهی پوشانده بود خوابیده بود.

مسافر گفت: روز بخیر.

مرد با سرش جواب داد.

مسافر: ما خیلی تشنه­ایم. من، اسب و سگم.

مرد با دست به جایی اشاره کرد و گفت: میان آن سنگها چشمه­ای است. می­توانید هرچقدر که می­خواهید آب بنوشید. مرد، اسب و شگ به کنار چشمه رفتند و تشنگیشان را فرو نشاندند. مسافر برگشت تا از مرد تشکر کند. مرد گفت هروقت دوست داشتید برگردید.

مسافر پرسید: می­خواهم بدانم نام اینجا چشیت؟

- بهشت.

- بهشت؟ اما نگهبان دروازه مرمری هم گفت آنجا بهشت است!

- آنجا بهشت نیست، دوزخ است.

مسافر خیران ماند.

- باید جلوی دیگران را بگیریند تا از نام شما استفاده نکنند. این اطلاعات غلط می­تواند باعث سردرگمی زیادی شود.

- کاملاً برعکس. در حقیقت لطف بزرگی به ما می­کنند. چون تمام کسانیکه حاضرند بهترین دوستانشان را ترک کنند، همانجا می­مانند.



می­دونم تا همینجا با خوتون گفتید این داستان دروغی و غیر واقعیه! آدم وقتی مرد تشنش نمی­شه و هزار و یک حرف دیگه. اما همین رفتارهای ماهستن که تقدیر ما رو رقم می­زنن. توی همین دنیا هم شاید به خاطر خوشی­های زودگذر دوستان و نزدیکانمون رو زیر پا گذاشتیم. حتی شاید همراهانمون رو فراموش کردیم. مواظب باشیم که وقتی به دروازه جهنم رسیدیم گول نخوریم.



وینسنت پیل می­گه: هنگامی که خدا انسان را اندازه می­گیرد متر را دور قلبش می­گذارد نه دور سرش.



با امید به اینکه قلب هر کدوممون به بزرگیه اقیانوس بی­انتها باشه و یادمون نره هیچ وقت از کجا به کجا رسیدیم و چه کسانی توی زندگی و مشکلاتش ما رو یاری کردن، به خدا می­سپارمتون.



منتظر نظراتتون هستم

ارسال برای دیگران

آزار دهنده ترين كارهايي كه

ارسال شده در:28 آبان 1387

آزار دهنده ترين كارهايي كه
خانم ها انجام ميدهند!

آقایـون خـانم ها را دوست دارند. قیافه، بو، طرز راه رفتن و صـحبـت کردن تـنـها چـنـد نـمـونـه از دلایـلی هسـتـــند که آقايون فــکر میـکنند خانم ها موجوداتی آسمانی هستند. در حـالیکه زنـدگی بدون وجود اونها غیر ممکنه اما مطمئنا باهاشون هم نمی تونیم زندگی کنیم.
....عـلــت این که چرا نمی تونیم باهاشون زندگی کنیم تا حدود بسیار زیادی به این مطلب بر میگرده کــه اونها کامل و بی عـیـب نیـــستند. من از روی تحلیل های بسیار زیاد 10 نمـونــه از کارهای خانم ها رو کشف کردم که آقایون رو واقـعا کفری می کـنـــه و باعث میشه که مردها به سر حد جنون برسند.


شماره 10
ـــــــــــــــــــــــ
خانم ها وانمود می کنند که پاک و معصوم هستند

چیزی که در تعداد بسیار زیادی از خانم ها دیده می شود این است که قصد دارند تا وانمود کنند در زیر یک نور الهی هستند و همیشه از شما خیلی پاک تر هستند. هیچ وقت حاضر نیستند تا اعتراف کنند که به خیابان گردی می روند و تعداد دوست پسرهایشان از 5 نفر هم بیشتر است. البته آن دسته از خانمهایی که واقعا پاک و معصوم می باشند قابل تحسین هستند اما بقیه باید از سرپوش گذاشتن روي کارهایشان دست بردارند. این حق مسلم خانم هاست که به اندازه آقایون سرگرمی داشته باشند و از زندگی خود لذت ببرند و نهایتا هم مردی را برای زندگی آینده خود پیدا کنند که قادر به درک تمام این موارد باشد.


شماره 9
ـــــــــــــــــــــــ
از سایر خانم ها انتقاد می کنند

برای چه هیچ خانمی نمی تواند از خانم دیگر تعریف کند؟ اونها دوست دارند از تمام مسائل مربوط به خانم های دیگر ایراد بگیرند حال از وزن و مدل مو گرفته تا... تنها یک خانم می تواند تشخیص دهد که كفش خانم دیگری با کیفش ست نیست و با همین مطلب می تواند او را به خاک سیاه بنشاند.
البته عده بسیار معدودی از خانم ها می توانند جذابیت خانم های دیگر را بپذیرند (و خوشبختانه او را به جمع دوستانه شان دعوت کنند) اما بسیاری از آنها دوست ندارند همسرانشان جذب زیبایی و محبوبیت خانم های دیگر شوند. اما با وجود تمام این حرف ها آقایون به طور ناخودآگاه خانم های زیبا و جذاب را خواهند دید.


شماره 8
ـــــــــــــــــــــــ
حسودي می کنند

بیشتر اوقات تنها اشاره به اسم یک خانم دیگر می تواند برای شما مرگ را به همراه داشته باشد. حال تصور کنید چگونه می خواهید در جنگی که به دلیل رفتن شما به کلاب رقص شبانه به وجود آمده آست پیروز شوید؟!


شماره 7
ـــــــــــــــــــــــ
خود را نیازمند نشان می دهند

بعضی از خانمها همیشه چند خط مشی بسیار سری را دنبال می کنند. آنها از همسرانشان انتظار دارند که تمام توجهشان را به آنها معطوف کنند، آنها را تر و خشک کنند و به آنها بگویند که تا چه حد وجودشان استثنایی و ویژه است. آنها می خواهند مردها را به یک صندوقچه احساسات تبدیل کنند و از آنها انتظار پشتیبانی اخلاقی، ذهنی و عاطفی دارند.
در این قسمت یک تضاد جدی بین آن دسته از خانم ها که ذکر شد و دسته دیگری که به بیرون از خانه رفته، کار می کنند و خود را مستقل نشان می دهند وجود دارد. دسته دوم جزء گروهی هستند که هنگام عاشقی واقعا متزلزل می شوند. البته شاید دانستن این مطلب برای شما خالی از لطف هم نباشد که آقایون خانم های سرسخت را ترجیح می دهند زیرا حداقل در این حالت می توانند اندکی آرامش ذهنی خود را حفظ کنند.


شماره 6
ـــــــــــــــــــــــ
رمزی صحبت ميكنند

جمله قدیمی " نظر تو چیه؟" یکی از مثال هایی است که خانم ها برای تست کردن احساسات و روحیات آقایون به کار می برند. آنها می خواهند به این طریق متوجه احساسات واقعي مردها نسبت به خودشان شوند. آنها در مورد نقاط ابهام سوال می کنند و بر اساس طرز تفکر آنها ما باید پاسخ سوالات را درست مطابق آنچه در ذهن آنهاست بدهیم در غیر این صورت جزئی از روح آنها به شمار نخواهیم رفت و به عبارتی نیمه گمشده آنها نخواهیم بود.
می توانید این منظره رقت آور را تصور کنید: مردی که آماده پردازش سوالات همسر خود است، او به دنبال پاسخ مناسب می گردد ولی هیچ چیز به ذهنش نمی رسد، همسرش دست به کمر در جلوی او ایستاده و از فاصله نسبتا زیادی به او خیره شده و و پای خود را مرتبا به زمین می زند. آقایون عزیز هیچ راه فراری جز ارائه جواب ندارید فقط باید امیدوار باشید که سرانجام کارتان به بیرون از خانه در کنار زباله ها کشیده نشود!


شماره 5
ـــــــــــــــــــــــ
تجاوز به حریم شخصی

همه خانم ها این تمایل غریزی و نا خودآگاه را دارند که هر طور می خواهند با مردها رفتار می کنند و تمام وسایل شخصی آنها را مال خود می کنند.
به عنوان مثال هنگامیکه لباسی را دوست ندارند، به راحتی به خود اجازه می دهند که بر سر کشوی لباسهای ما رفته و آن را زیر و رو کنند تا چیزی را که مناسب حالشان است پیدا کنند و مثلا ژاکت جدید مورد علاقه ما را بر میدارند و می پوشند. حال تصور کنید که شما به متعلقات شخصی آنها نزدیک شوید و یا نه، فقط در مورد مدل مویشان نظر بدهید، آنچنان جهنمی برپا خواهد شد که شعله های آن همه جا را فرا می گیرد. بنابراین شما فکر نمی کنید که زندگی یک زمین بازی جوانمردانه است؟


شماره 4
ـــــــــــــــــــــــ

بیش از اندازه احساساتي می شوند
آنها به خاطر هر چیزی گریه می کنند: یک فیلم غم انگیز ( و یا حتی شاد)، شکستن ناخنشان، خراب شدن مدل موها و ... و بدتر از همه اینها زمانی است که از ما انتظار همدردی دارند، تنها کاری که باید انجام دهید سرو کله زدن با خانمی است که به شما چسبیده و گریه و زاری راه انداخته است.
البته منظور من این نیست که آقایون بی عاطفه هستند و هیچ گونه احساسی ندارند اما مشکل اینجاست که خانم ها بیش از اندازه "مامانی" هستند و متاسفانه بسیاری از آقایون کوچکترین نکته ای در مورد تسلی خاطر به خانم ها نمی دانند. البته این حقیقت که خانم ها اندکی ظریف و آسیب پذیر هستند نکته جالبی است زیرا شما به راحتی می توانید آنها را دلداری دهید تا موضوع را فراموش کنند. شما که نمی خواهید سیلی از اشکهای او در خانه شما جاری شود؟


شماره 3
ـــــــــــــــــــــــ
آنقدر خريد می کنند تا از حال بروند

هنگامی که زمان خرید فرا می رسد در طول روز زمان کافی برای خانم ها وجود ندارد. حال از گشت و گذار در مراکز خرید و تماشای ویترین مغازه ها گرفته تا خرج کردن تمام موجودی همسرانشان. آنها می توانند ساعت های طولانی را در پشت ویترین یک مغازه کفش فروشی صرف کنند و اصلا هم به آب و غذا و دیگر مسئولیت هایی که در زندگی بر دوش آنهاست فکر نکنند.
اما تا اینجا همه چیز قابل تحمل است فقط دعا کنید آنروز فرا نرسد که آنها تصمیم بگیرند تا شما را نیز به همراه خود ببرند. ما همراهشان می رویم از این مغازه به آن مغازه، سرگردانی های بی هدف، چند قدم به جلو و دوباره به عقب تا زمانیکه تمام جزئیات البته بجز برچسب قیمت مورد بررسی قرار گیرد.


شماره 2
ـــــــــــــــــــــــ
پیوسته صحبت می کنند

متاسفانه "کریس راک" نیز این تجربه تلخ را داشته است. روزی در یک مصاحبه تلویزیونی یک سوال از خانمی پرسید که او برای 45 دقیقه در مورد آن توضیح داد! بیشتر خانمها عاشق صحبت کردن هستند و هنگامیکه به آنها میدان دهید بدون توقف پیش خواهند رفت. البته تصور نکنید که گفته های آنها برای ما اهمیت ندارد ما فقط نمی خواهیم گزارش ثانیه به ثانیه تمام جزئیات را بدانیم.


شماره 1
ـــــــــــــــــــــــ
از روابط جنسی به عنوان یک سلاح استفاده می کنند

در جدال جنسی همه چیز بر سر کسی خراب می شود که شلوار بر تن دارد. اغلب خانمها برای نشان دادن برتری خود نسبت به مردها به آنها از موضع روابط جنسی حمله می کنند.
البته من به نوبه خود به کارگیری این روش موذیانه را تحسین می کنم ولی این واقعا منصفانه نیست که آنها از ابتدایی ترین نیازهای انسانی اینطور سوء استفاده کنند.


یاد بگیرید آنها را تحمل کنید
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ-

اگر با کفایت و تدبیر کافی با مسائل مربوط به خانم ها برخورد کنید رفتارهای آزاردهنده آنها چندان هم غیرقابل تحمل به نظر نمی رسد. تنها شانس شما این است که خود را با آنها وفق دهید شما هم رفتارهای رنجش آور و آزار دهنده مخصوص به خود را دارید، هیچ انسانی کامل نیست، و من فکر می کنم این مطلب تنها چیزی است که هم خانم ها و هم آقایون می توانند بر سر آن به توافق رسند.

ارسال برای دیگران

مجله الکترونیکی گلچین های روز پزشکی اراک

ارسال شده در:28 آبان 1387

مجله الکترونیکی گلچین های روز

مجله الکترونیکی گلچین های روز پزشکی اراک

فهرست :

آیا با تو خوشبخت می شوم ؟! ( ویژگی های شخصیتی همسر كه در زندگی تاثیر گذارند(

برای داشتن روحیه شاد و جسمی سالم صبحانه را فراموش نکنید

ناگفته‌های تحول شخصیت

نخوردن صبحانه ضریب هوشی كودكان را كاهش می‌دهد

قاعدگی زودرس نقشی در چاقی دختران ندارد

رژیم لاغری با لبنیات

بدون شیر، چگونه زندگی می کردیم؟

اختلال‌های مصرف الكل

دلیریوم

کودکان چاق همانند افراد بالای ۴۵ سال درخطر بیماریهای قلبی عروقی قرار دارند


مطلب روز

آیا با تو خوشبخت می شوم ؟! ( ویژگی های شخصیتی همسر كه در زندگی تاثیر گذارند(

جفری اچ لارسن (Jeffry H Larson) كارشناس مسایل خانواده می نویسد: طی پنج سال گذشته به بررسی و مرور نتایج ۶۰ سال تحقیق درباره عواملی پرداخته ام كه به تشكیل یك زندگی مشترك رضایت بخش و استوار می انجامد.

این بازخوانی نشان می دهد كه ویژگی های شخصیتی خاصی وجود دارند كه می توان آن ها را قبل از ازدواج شناسایی كرد و از طریق آن ناموفق بودن یك ازدواج را پیش بینی نمود.

حالا باید ببینیم این خصوصیات چه هستند و چه افرادی در فهرست «كسانی كه نباید با آن ها ازدواج كرد» قرار می گیرند.

تحقیقات نشان داده است كه اگر شخصی بیش از حد افسرده، كمرو، مضطرب، متخاصم، تكانشی (كسی كه بدون فكر كردن عمل می كند) و یا در برابر فشارهای روحی آسیب پذیر باشد، برای ازدواج شخص مناسبی به نظر نمی رسد، ضمن این كه در چنین مواردی این فرد باید روان درمانی شود.

در فهرست زیر به چند موقعیت و چند نوع از افرادی كه دارای ویژگی های نه چندان مثبت هستند، اشاره شده است و البته بهترین توصیه در چنین شرایطی، ازدواج نكردن است!

اگر یكی از شما به طور خستگی ناپذیری چنین سوالاتی را مطرح می كند:

«مطمئنی كه دوستم داری؟» یا «واقعاً برایت اهمیت دارم؟» (تیپ تأیید خواه)

اگر زمانی كه با هم هستید بیشتر وقت شما به جر و بحث و مخالفت می گذرد. (رابطه عشق-تنفر)

اگر با وجود این كه زمان بسیاری را با هم می گذرانید، واقعاً یكدیگر را به عنوان یك فرد نمی شناسید یا با افكار یكدیگر ارتباط برقرار نمی كنید.

اگر با پدر و مادر خود رابطه خوبی ندارید و همسر آینده شما «درست شبیه» این والد نامطلوب شما است.

اگر دلیل ازدواج شما، یافتن كسی است كه برایتان «مادری» یا «پدری» كند.

اگر احساس می كنید كه تصمیم به ازدواج از طرف پدر یا مادر همسر آینده تان به شما تحمیل شده است.

اگر مدام جملاتی مانند این در سرتان می چرخد: «شاید همه چیز بعد از ازدواج درست شود»

اگر فرد مورد نظرتان می خواهد كه همه دوستان قدیمی خود را ترك كنید و یك زندگی اجتماعی تازه برپا كنید. (تیپ مالكیت طلب)

اگر او همه تصمیم های مهم در رابطه با شما را به تنهایی اتخاذ می كند و شما از این كار او بسیار ناخشنودید. (تیپ فرمانده)

اگر او بارها «از كوره در می رود» و در كنترل خلق و خوی خود ناموفق است.

اگر احساس می كنید برای ازدواج، توسط فرد مورد نظرتان تحت فشار قرار گرفته اید.

اگر این فرد شما را از نظر روحی و عاطفی آزار می دهد.

در نهایت سه توصیه برای شما دارم كه می توانند در جلوگیری از ازدواج با چنین ویژگی هایی مفید باشند:

۱) بیاموزید كه این ویژگی ها را در خود و دیگران تشخیص دهید و تا حد امكان قبل از ازدواج، درپی درمان آن باشید. به خاطر داشته باشید كه ازدواج مشكلات شخصیتی را حل نمی كند كه هیچ، در بسیاری از موارد آن ها را شدیدتر هم می كند.

۲) در سن پایین ازدواج نكنید.

۳) قبل از ازدواج به خوبی با شخص مورد نظر خود آشنا شوید.


12 روش آسان برای جلوگیری از سرماخوردگی

درمان واقعی سرماخوردگی و آنفولانزا ناشناخته است. به همین دلیل باید گفت که پیشگیری از این امراض باید هدف اصلی شما باشد. روش کنشگرایانه دردفع سرما خوردگی و آنفولانزا می تواند زندگی سالم تری را به فرد هدیه کند.
موثرترین روش پیشگیری استفاده از واکسن آنفولانزا است که البته روش طبیعی برای مقابله نیست ولی به طور موثر عمل می کند،سایر روش ها و استراتژی های موثر در این زمینه عبارتند از:
1- دستان خود را بشویید: اغلب ویروس های سرما خوردگی و آنفولانزا از طریق تماس مستقیم پخش می شود. افراد مبتلا به سرما خوردگی ، اغلب جلوی عطسه و سرفه خود را با دست می گیرند و بعد به تلفن، کیبورد، لیوان و....دست می زنند. ویروس ها برای ساعت ها و حتی هفته ها زنده هستند و با تماس فرد دیگری ویروس انتقال می یابد. بنابر این توصیه می شود که اغلب دستان خود را بشویید. اگر محلی برای شستن دست ها نیافتید برای چند دقیقه محکم دست ها را به هم بمالید. این کار باعث می شود که اغلب ویروسهای سرماخوردگی از بین برود. یا می توانید از مواد الکلی برای پاکسازی دست استفاده کنید.
2- جلوی عطسه وسرفه خود را با دست نگیرید: این کار باعث می شود که ویروس ها به دست بچسبد و نهایتا در اثر تماس های مکرر به افراد دیگر منتقل شود. برای گرفتن عطسه و سرفه از دستمال استفاده کنید و بعد از استفاده بلا فاصله آن را دور بیاندازید. اگر دستمالی نیافتید ، تنها کافی است که هنگام عطسه و سرفه سر خود را به طرفی بچرخانید که کسی نباشد و در هوا عطسه کنید.
3- به صورت خود دست نزنید: ویروس های آنفولانزا و سرماخوردگی از طریق چشم ، بینی و دهان وارد بدن می شود. دست زدن به صورت مهم ترین عامل سرماخوردگی در بچه ها است. سپس به همین ترتیب به والدین انتقال می یابد.
4- به اندازه کافی مایعات بنوشید: آب باعث پاکسازی سیستم بدن می شود و سموم را دفع می کند. به طور کلی یک فرد بالغ روزانه تقریبا 8 لیوان آب نیاز دارد. اما چگونه می توان مطمئن شد که بدن آب کافی دارد؟ اگر رنگ ادرار شفاف بود بدین معنا است که آب بدن کافی است و اگر زرد تیره بود دال بر نیاز بدن به آب بیشتر است.
5- از حمام آب گرم یا سونا استفاده کنید: محققان به درستی نقش اصلی این روش در پیشگیری از سرما خوردگی را کشف نکرده اند. اما مطالعه ای ثابت کرده است که درصد ابتلا به سرما خوردگی در افرادی که دو بار در هفته از سونا استفاده می کنند ، نصف بقیه افراد است. شاید در سونا هوای گرم تر از 80 درجه استنشاق شود که نقش مهمی در از بین بردن ویروس های سرماخوردگی دارد.
6- هوای تازه استنشاق کنید: دریافت مقدار کافی از هوای تازه ،به خصوص زمانی که هوا سرد است و سیستم گرما زای منزل باعث خشک شدن سیستم درونی و آمادگی برای جذب ویروس می شود ، لازم است.همچنین باید اعتراف کرد که در هوای سرد، اغلب افراد بیشتر درون مکان های بسته به سر می برند و مسلما ویروس ها در مکان های پرازدحام و خشک بیشتر است.
7- به طور مرتب تمرینات ایروبیک انجام دهید: این نوع ورزش باعث می شود که سرعت قلب در خونرسانی افزایش یابد. تنفس را سریع تر می کند و اکسیژن رسانی به خون را ارتقا می بخشد و تعریق را افزایش می دهد. این گونه ورزش ها سلولهای دفاعی بدن را افزایش می دهد.
8- از غذاهایی تناول کنید که حاوی فیتوشیمیای ها است: فیتو به معنای گیاه است. مواد شیمیایی طبیعی در گیاهان به اندازه کافی حاوی ویتامین است. پس بهتر است به جای استفاده از قرص ویتامین، سبزیجات و میوه جات سبز تیره، قرمز و زرد بخورید.
9- ماست بخورید: مطالعه ای ثابت کرده که خوردن یک فنجان ماست کم چرب در هر روز احتمال ابتلا به سرما خوردگی را 25% کاهش می دهد. محققان تصور می کنند که باکتری های سودمند موجود در ماست سیستم دفاعی بدن را وادار به تولید موادی می کند که علیه بیماری ها اقدام نمایند.
10- سیگار نکشید: آمار ها نشان می دهد که افراد وابسته به سیگار مبتلا به سرما خوردگی شدید می شوند و بعلاوه توالی ابتلا در این افراد بیشتر است. حتی قرار گرفتن در معرض دود سیگار به طور بارزی سیستم ایمنی را ضعیف و نابود می کند. دود سیگار باعث خشک شدن مجاری بینی و فلج شدن مژه های مجاری تنفسی می شود. این مژه ها در سراسر مجاری تنفسی وجود دارد و با حرکت موجی خود ، ویروس ها را به بیرون از بدن هدایت می کنند. محققان مدعی هستند که 1 سیگار می تواند به مدت 30 تا 40 دقیقه مژه ها را فلج می کند.
11- الکل مصرف نکنید: الکل به طرق مختلفی باعث نابودی سیستم ایمنی بدن می شود. مصرف کنندگان افراطی الکل اغلب مستعد عفونت های اولیه هستند که مسلما مشکلاتی به همراه خواهد داشت. الکل همچنین باعث از بین رفتن آب بدن می شود.
12- استراحت کنید: استراحت کردن باعث تقویت سیستم ایمنی می شود. در حالت آرام و راحت اینترلوکین- پیشگام سیستم ایمنی در مبارزه با ویروس های سرما خوردگی و آنفولانزا – در خون افزایش می یابد. پس سعی کنید ، قرار گرفتن در وضع آرام و خوشایند و راحت را به خود آموزش دهید و به مدت چند ماه هر روز 30 دقیقه این وضعیت را ایجاد کنید. مسلما بعدها متوجه تاثیرات مثبت آن خواهید شد


 

کشف پروتئین پیشگیری از پیری

پژوهشگران ژاپنی وابسته به دانشگاه "توهوكو"، موفق به كشف پروتئینی شدند كه می تواند نقش مفیدی درپیشگیری از پیر شدن سلول ها داشته باشد.
آنها در آزمایش های خود به این دستاورد رسیدند كه اگر پروتئینی كه از سوی ژن "P 53" بازدارنده سرطان ساخته می شود، با پروتیین دیگری به نام "Bach 1" تركیب گردد، از پیر شدن سلول جلوگیری می شود.
پژوهشگران ژاپنی می گویند: هنوز تا رسیدن به استفاده عملی از این دستاورد زمان زیادی باقی است، اما این امیدواری وجود دارد كه در آینده با بهره گیری از این دستاورد بتوان دارویی برای پیشگیری از سرطان و پیری تولید كرد.
به گفته پژوهشگران "P 53" دارای دو عملكرد است كه یكی از آنها كمك به پیر كردن سلول و دیگری پیشگیری از رشد سلول سرطان است.
پژوهشگران در آزمایشی كه بر روی موش انجام دادند، متوجه شدند كه در سلول طبیعی سالم، پروتیین "Bach 1" در فعالیت ژن "P 53" اختلال ایجاد می كند.
پژوهشگران افزودند: آنها به این دستاورد نیز رسیدند كه در موشی كه كار پروتیین "Bach 1" دچار اختلال شده، پیری سلول های رو به پیشرفت رفته است

 


برای داشتن روحیه شاد و جسمی سالم صبحانه را فراموش نکنید

صبحانه باید حداقل 20 درصد از انرژی روزانه را فراهم نماید. این در حالیست كه اغلب به دلیل عدم آشنایی با اهمیت این وعده غذایی، یا ازآن صرفنظر می شود و یا مفید ومغذی تهیه نمی شود.

مصرف صبحانه باعث افزایش قدرت تمركز، توجه و تامین انرژی روزانه می شود و توانایی ذهنی و كاركرد فردی را بالا می برد.

خوردن یك وعده صبحانه كامل به دلیل تامین نیازهای غذایی باعث كنترل وزن و پایین آمدن سطح كلسترول خون می شود، ناراحتی های گوارشی را از بین می برد و جذب ویتامین ها را افزایش می دهد.

نخوردن صبحانه باعث می شود درطول روز بخصوص نزدیك ظهر و ناهار، فرد دچار گرسنگی شدید شده و حجم بیشتری ازغذا را دریك وعده غذایی مصرف نماید و از آن جایی كه غذاهای وعده ناهار اغلب پرچربی و پركالری است، بنابر این عواقب بعدی را به دنبال خواهد داشت.

اغلب دیده شده كسانی كه صبحانه نمی خورند، نیم چاشت روزانه خود را با غذاهای پركالری وكم اهمیت همچون بیسكویت، پفك، شكلات و چیپس وغیره پر می كنند كه این امر علاوه بر خطرات ذكرشده باعث چاقی وسرطان نیزمی شود.

تهیه یك صبحانه خوب و مناسب نیاز به آگاهی و برنامه ریزی دارد. شما به عنوان یك عضو خانواده می توانید در این زمینه مطالعه و لیستی از مواد مغذی را تهیه و در اختیار اعضای خانواده قراردهید.

چیدن میز صبحانه یا سفره می تواند به تحریك ذائقه كمك كند. ازمواد غذایی متنوع ورنگی ومیوه های فصل كمك بگیرید.

- برای آمادگی لازم جهت صرف یك صبحانه كامل، لازم است شام را زود مصرف كنید تا درهنگام صبح احساس گرسنگی كامل داشته باشید.

- زودتر ازخواب بیدار شوید وبه نرمش های معمول بپردازید. كمی آب میوه مصرف كنید و زمان لازم برای صرف صبحانه را درنظر بگیرید.

- صبحانه را با آرامش و فارغ از دغدغه هایی چون دیركرد وقت و زمان سرویس اداری ویا ساعت اداری میل كنید.

- در هنگام صبحانه به برنامه رادیویی مورد علاقه خود گوش دهید، با اعضای خانواده صحبت كنید و از بیان و یادآوری آنچه نشاط را از شما دور می كند خودداری نمایید.

- از خوردن غذاهای كافئین دار مانند چای، قهوه و كاكائو درهنگام شب خودداری كنید.

- ازخوردن غذاهای سنگین وپرچرب درهنگام شام خودداری كنید زیرا این كار اشتهای شما را كور می كند.

- از تماشای تلویزیون یا فكركردن به كار و مسوولیت های روزانه خودداری كرده و صرفا به آنچه میل می كنید توجه نمایید. به یاد داشته باشید دغدغه واسترس مانع جذب مواد مفید ومغذی می شود و میزان جذب چربی بدن را بالا می برد.

- هنگام صبحانه قبل وبعد ازآن مطلقا سیگار نكشید.

- مواد مغذی و پركالری وانرژی زا درگروه صبحانه جای می گیرد. شما بسته به ذائقه و وضعیت مزاجی خود می توانید ازاین مجموعه وسیع، تعدادی را انتخاب ودررژیم غذایی خود بگنجانید.

- شیر یكی از این مواد لازم است زیرا شیر حاوی مواد معدنی، كلسیم فسفر و ویتامین هاست و برای رشد استخوان و استحكام آن مفید است. اگرشیر به مزاج شما سازگارنیست و موجب به هم ریختگی دستگاه گوارش یا كورشدن اشتهای شما می شود، می توانید آن را در وعده های دیگر یا میان وعده ها مصرف كنید. دیگر محصولات لبنی همچون خامه پنیر و حتی ماست هم می تواند جایگزین شیر شود.

- اگر به غذاهای سنتی علاقه دارید، می توانید فرآورده های شیری مانند فرنی، شیربرنج را به رژیم غذایی خود بیافزایید.

- ازتركیبات شكلات صبحانه یا ارده و شیر یا غذاهای ساده سنتی تخم مرغ، لوبیا چیتی، عدسی، حلیم و. غیره استفاده كنید.

- درمورد نان حساس باشید یكی از نان های كامل سنتی نان سنگك است زیرا تمامی مراحل عمل آوری و خمیر و پخت آن مطابق روش استاندارد است و استفاده ازآن بر سایرنان ها ترجیح دارد. نان های فانتزی یا ماشینی نیز مناسب وخوب است. امروزه تنوع این نان ها بسیار زیاد است وشما می توانید ازنان هایی با آرد غلات متفاوت همچون ذرت، جو دوسر، جو و... استفاده كنید.


ناگفته‌های تحول شخصیت

آقای دکتر! در گفتگوهای روزمره به شوخی یا در دعواهای زن و شوهری به صورت کاملا جدی شاهد رد و بدل شدن جملاتی مانند «تو درست بشو نیستی»، «تو تغییر نمی‌کنی» و... هستیم. آیا واقعا ما تغییرناپذیر هستیم؟

وقتی می‌گوییم تو تغییر نمی‌کنی، منظورمان این است که ویژگی‌های شخصیتی فرد مقابل قابل تغییر نیست.

اصولا شما شخصیت را چگونه تعریف می‌کنید؟ اینکه می‌گوییم فلانی با شخصیت یا بی‌شخصیت‌ است یعنی چه؟

شخصیت مجموعه‌ای از ویژگی‌های گوناگون است. که این ویژگی‌ها در هر فردی به طور ثابت وجود دارد و موجب می‌شود که این فرد در موقعیت‌های متعدد و برخوردهای اجتماعی خود با دیگران یک نوع عکس‌العمل خاصی از خود نشان دهد و این رفتار منحصر به آن فرد است و اغلب هم ثابت است. یعنی اینکه وقتی یک ویژگی شکل گرفت، فرد آن ویژگی را بروز می‌دهد و ثابت می‌ماند. این ویژگی‌های شخصیتی موجب تمایز افراد می‌شود. در برابر یک اتفاق مشخص برای مثال از دست دادن نزدیکان هر کسی یک نوع عکس‌العمل از خود نشان می‌دهد. یک نفر ممکن است بی‌تفاوت باشد، یک نفر ممکن است خشمگین شود یا به فکر فرو رود. این ویژگی‌های شخصیتی ما است که تعیین می‌کند مشکلات خود را چگونه حل کنیم. برای مثال می‌گویند فردی درونگرا یا برونگرا است. یا می‌گویند فلانی بی‌خیال و خونسرد است یا زیاد غصه می‌‌خورد يا حرکات نمايشي دارد يا داراي سوءظن و بدبيني است. ما با اين صفات در حال تعريف ويژگي‌هاي شخصيتي فرد هستيم.

در صحبت‌هايتان گفتيد که وقتي شخصيت يک فرد شکل گرفت، آن شخصيت ثابت مي‌ماند. حال پرسش من اين است که براي مثال همان‌طور که مي‌گوييم در 18 سالگي صفحات رشد استخوان بسته مي‌شود و قد فرد افزايش نمي‌يابد، مي‌توانيم بگوييم که در چه سني شخصيت شکل می‌گیرد و پس از آن تغییری رخ نخواهد داد و چه زمانی می‌گوییم که شخصیت یک فرد شکل گرفته است؟

برخی از مکاتب معتقدند که پروسه یادگیری و تغییر تا آخر عمر وجود دارد اما نوع آن فرق می‌کند. برای مثال مدل شخصیت ما در کودکی یا نوجوانی یک نوع است و در جوانی و میانسالی و پیری به شکل دیگری است. همه ما می‌دانیم با افزایش سن، فرد پختگی بیشتری پیدا می‌کند. افراد جوان سرعت بیشتر و افراد مسن دقت بیشتری دارند. بنابراین مشاهده می‌کنیم که به مرور زمان شخصیت افراد دستخوش تحولاتی می‌شود. برای مثال افراد ضداجتماعی که با مشخصاتی مانند دروغ‌گویی، دزدی، فرار از مدرسه، بی‌رحمی، زیرپاگذاشتن قوانین، انجام رفتارهای خشونت‌آمیز، تخریب اموال عمومی و ... شناخته می‌شوند بیشتر در سنین جوانی دیده می‌شوند و به مرور زمان این ویژگی‌ها در آنها کمتر می‌شود.

شخصیت افراد تحت تاثیر چه عواملی شکل می‌گیرد؟

در شکل‌گیری شخصیت هر فرد سه مؤلفه موثر وجود دارد. مؤلفه اول وراثت است. به این معنی که خیلی از خصوصیات ما از والدین و نیاکان ما از طریق ژن منتقل می‌شود. مؤلفه دوم عوامل محیطی و تربیتی هستند و به نوع تربیت خانواده برمی‌گردد. برای مثال وقتی پدر به فرزندش می‌گوید که اگر زنگ زدند نگو من خانه هستم، خود به خود فرزندش دروغ‌ گفتن را یاد می‌گیرد. یا وقتی کلاهبرداری می‌کند، فرزندش نیز کلاهبرداری را یاد می‌گیرد. مؤلفه سوم نیز مسایل اجتماعی هستند. یعنی اینکه ممکن است یک رفتار در یک جامعه پسندیده باشد و تقویت شود و همان رفتار در یک جامعه دیگر مورد نکوهش و سرزنش قرار گیرد.

پس اینکه می‌گوییم «فلانی به باباش رفته است» یک سخن دارای ریشه علمی است؟

بله. تاثیر پدر هم از طریق وراثت و ژن‌هایی است که به فرزندش منتقل می‌کند و هم از طریق تاثیری که در تربیت او دارد. بعضی مواقع مشاهده می‌کنیم که برای مثال فردی که در بدو تولد پدرش را از دست داده، دارای رفتاری مشابه پدرش است.

تاثیر محیط و تربیت خانوادگی بر شکل‌گیری ویژگی‌های شخصیتی بیشتر است یا وراثت و ژنتیک؟

اینکه تاثیر کدام بیشتر است، یک موضوع خیلی پیچیده است. برخی عقیده دارند که این ژنتیک افراد است که عمده شخصیت آنها را می‌سازد. برخی نیز معتقدند که با تربیت صحیح می‌توان حتی افرادی را که دارای ویژگی‌های ژنتیکی منفی هستند به طور درست تربیت کرد و از آنها یک شخصیت سازگار بار آورد. برای مثال سعدی در بوستان می‌گوید: «تربیت نااهل را چون گردکان بر گنبد است» به این معنی که تربیت برای افراد نااهل بی‌فایده است و مانند گردویی می‌ماند که بر سر گنبد قرار دهیم و دایم لیز می‌خورد و پایین می‌افتد و از سوی دیگر سعدی یک فصل از کتاب بوستان خود را به آداب تربیت اختصاص می‌دهد و سخن خود را نقض کرده و بیان می‌کند که شخصیت افراد را می‌توان شکل داد بنابراین در اثر یک تعامل خیلی نزدیک عوامل وراثتی و ژنتیکی شخصیت افراد شکل می‌گیرد. اغلب در سنین پایانی بلوغ است که ما می‌توانیم شخصیت یک فرد را قوام یافته بدانیم. پس از سن بلوغ شخصیت افراد هویت فردی پیدا می‌کند البته مشاهده می‌کنیم که خیلی از بچه‌ها از همان بدو تولد با همدیگر تفاوت دارند. برای مثال مادر می‌گوید این بچه‌ام از همان روز اول که به دنیا آمد، آرام و ساکت بود و آن یکی فرزندم پر سر و صدا و جیغ‌جیغو بود. پس از سن بلوغ، تغییرات اندکی در شخصیت شکل می‌گیرد و شیوه زندگی ما هم متأثر از این شخصیت است. نوع شغل‌مان، دوستانمان، همسرمان و... را شخصیت‌مان تعیین می‌کند و اغلب با توجه به نوع انتخاب‌هایی که انجام می‌دهیم، شخصیت ما ثابت هم می‌شود.

آقای دکتر، در زمینه تاثیر محیط و وراثت بر شخصیت افراد تحقیقات گوناگونی صورت گرفته است. در معروف‌ترین این تحقیقات ویژگی‌های شخصیتی دوقلوهای همسان را که از هم جدا و در دو خانواده متفاوت رشد کرده‌اند با هم مقایسه می‌کنند. نتایج این تحقیقات اغلب سهم بیشتری را برای تربیت شامل می‌شوند. نظر شما چیست؟

هر فردی دارای یک زمینه ژنتیکی است که به آن ژنوتیپ می‌گوییم و همچنین هر فردی دارای یک ظاهر و رفتار است که به آن فنوتیپ می‌گوییم. ژنوتیپ به مرور زمان به فنوتیپ تبدیل می‌شود. در بسیاری از موارد این عوامل محیطی هستند که تعیین می‌کنند که ژنوتیپ به چه فنوتیپی تبدیل شود. برای مثال ممکن است ژن سرطان ریه در یک فرد وجود داشته باشد اما اگر این فرد تا آخر عمرش سیگار نکشد، هرگز این ژن فعال نمی‌شود. بنابراین می‌توان فردی را که دارای ژن پرخاشگری است به گونه‌ای تربیت کرد که دارای خصوصیات سازگاری و مدارا با دیگران باشد و خانواده‌ها نمی‌توانند تربیت را فراموش کنند و بگویند ژن فرزندمان این‌گونه است.

این شخصیت پس از شکل‌گیری چه قدر می‌تواند تغییر کند؟

ما در داستان‌ها و تاریخ شاهد افرادی مانند ناصرخسرو و فضیل عیاض و امثالهم هستیم که در سن بالا، به ناگاه در اثر یک تلنگر به خود می‌آیند و شخصیتشان متحول می‌شود و راه و رسم قبلی و زندگی خود را تغییر داده‌ و جانفشانی زیادی برای تداوم و باقی ماندن در روش صحیح زندگی خود به خرج داده‌اند.

آیا افرادی که شخصیت‌شان متحول می‌شود، دارای ویژگی‌های خاصی هستند؟

در این افراد سرشت فرد که فراتر از عوامل ژنتیکی است، قابلیت تغییر داشته است اما شرایط اجتماعی و محیطی موجب شده است که فرد در قالبی که ژنوتیپ او تعیین کرده است، قرار نگیرد اما تلنگری که به فرد زده می‌شود زمینه و سرشت نهفته آن فرد را زنده می‌کند و پتانسیل‌های خفته او را بیدار می‌کند چون افراد سیاه ‌سیاه یا سفید سفید نیستند و اغلب خاکستری هستیم و این تلنگرها موجب می‌شود که جنبه سفید شخصیت ما پررنگ‌تر شوند. افرادی که شخصیت‌شان متحول می‌شود، دارای هوش بسیار بالایی هستند و اگر به فهرست افرادی که متحول شده‌اند نگاه کنید، می‌بینید که این اشخاص به افراد بزرگ و تاثیرگذار در

ارسال برای دیگران

زدواج ‌های مبهم: همراه با عشق یا پول؟‌افزایش چشمگیر ازدواج پسران با زنانی که از آن ها بزرگ تر هستند

ارسال شده در:28 آبان 1387

زدواج ‌های مبهم: همراه با عشق یا پول؟

‌افزایش چشمگیر ازدواج پسران با زنانی که از آن ها بزرگ تر هستند

 

ازدواج

چندی پیش «سازمان ثبت احوال ایران» گزارشی در خصوص جوانان ایرانی منتشر کرد، بر اساس اطلاعات این مرکز، آمار ازدواج پسران ایران با زنانی که از آن ها ۲۰ سال بزرگ تر هستند، ‌افزایش چشمگیری داشته است. ‌تنها در سال جاری این نوع ازدواج افزایش ۵۷ درصدی داشته است.

در این گزارش به دلیل چنین وضعیتی اشاره نشد و تنها چند نفر از جامعه شناسان این موضوع را مبحثی جدید برای تحقیق و بررسی جامعه ایران توصیف کردند.
 

گروهی از صاحبنظران یکی از مهم ترین دلایل این امر را مسائل اقتصادی می دانند و معتقدند معمولاً مردانی که با زنان بزرگ تر از خود ازدواج می کنند، می خواهند دغدغه کمتری برای تامین زندگی در آغاز تشکیل خانواده داشته باشند.
 

اما علاوه بر این، تغییر فرهنگی یاد شده می تواند از دلایل و عوامل دیگری نیز نشات گرفته باشد. دلایلی که در آن، مفاهیم و ارزش ها در زندگی دستخوش دگرگونی می شوند. اما جوانان ایرانی هر کدام بسته به نوع نگاهشان در این خصوص نظری متفاوت داشتند.
 

«امیر» دانشجوی «دانشگاه رودهن»، با لبخندی می ‌گوید: «عیبی نداره آدم با زنی که از خودش ۲۰ سال بزرگ تره ازدواج کنه، اما خب باید یه شرایطی داشته باشه. مثلاً زنه خیلی پولدار و سن بالا باشه. این زنای پولدار برای پسرای جوون و خوش تیپ خوب پول خرج می‌کنن. ببین اول زندگیت با کسی شروع می ‌کنی که همه چی داره، تازه نگران پیری طرف هم لازم نیست باشی،‌ با یه عمل ۲۴ ساعته می ‌شه دختر ۲۴ ساله، پس حله.»
 

او می گوید: «در ضمن این خانوما همیشه می ‌دونن که جذابیتشون به پولیه که برات خرج می ‌کنن، پس همیشه این سیستم رو ادامه می ‌دن تا تو رو از دست ندن. هر وقت هم که حسابی پولدار شدی می ‌تونی طلاق بگیری و بری سراغ یکی دیگه.»
 

«رضا» مهندس برق که به گفته خودش درآمد بسیار خوبی دارد، در حالی که گوشی موبایلش را روی میز جا به جا می‌کند، می ‌گوید: «آخه باید دید کی تحقیق کرده، از چه کسانی، با چه پشتوانه تحصیلی و یا از کدوم قشر جامعه. همسر خود من از من ۷ سال بزرگ تره،‌ اما حاضر نیستم لحظه‌ای از این زندگی رو با هیچ چیزی عوض کنم. نمی‌دونم این آقایون متوجه هستن که ۲۰ سال یعنی چی؟ آخه این دو نفر می ‌تونن با هم نقطه مشترکی داشته باشن.»
 

«نازنین» دانشجوی روزنامه نگاری «دانشگاه علامه» است. او نیز با نگاه نقادانه به این گزارش می ‌گوید: «دختران در ایران به دلیل نوع نگاه و بافت سنتی مجبور هستند که در مواردی ازدواج ‌هایی این چنینی انجام دهند،‌ اما پسران ما به دلیل همین بافت نیازی به چنین کاری ندارند.»
 

«مهدی» ۲۹ ساله‌ است، او در حال حاضر یک سال است که با زنی حدود ۵۰ سال ازدواج کرده و به گفته خودش چندان مشکل ندارد. جریان آشنایی مهدی و همسرش در جاده شمال اتفاق افتاده است.
ماشین همسر فعلی مهدی که به همراه تعدادی از دوستاش به شمال می‌رفتند در جاده خراب می‌شود و مهدی نیز که در همان مسیر برای تعطیلات می ‌رفته، به کمک می آید. مهدی علاقه ‌ای ندارد که اسمی از همسرش برود.
 

او در مورد ازدواجش می ‌گوید: «همسرم همسن مادرم است،‌ به همین دلیل هم خانواده ارتباطش را با من قطع کرده است. خانواده همسرم ایران نیستند، او (همسرم) یک دختر دارد که او هم از این ازدواج ناراضی است. چرا زن ها می ‌توانند با مرد بزرگ تر ازدواج کنند اما ما مردان نه. همسرم بسیار مهربان است، ما زندگی خوبی داریم، هر سال به یکی از کشورهای دنیا سفر می ‌کنیم. از وقتی که با هم آشنا شدیم، برای ادامه تحصیل در خارج خیلی مشتاق شدم. دخترهای جوان ایرانی خیلی سر به هوا هستند.»
 

مهدی حرف هایش را ادامه می دهد: «زندگی دو نفره موضوع جدی است که نیاز به افراد پخته داره و بچه بازی نیست

نگار» دختر ۲۴ ساله معتقد است که پسرها چنین ازدواجی را فقط برای پول انجام می ‌دهند، او که در یک عکاسی مشغول به کار است، می ‌گوید: «توی ایران هر چی مد بشه، همه ‌گیر می‌شه. الان پسرها دنبال زن سن بالای پولدارن. هر کی هم بگه نه، یه ریگی به کفشش داره. زن پولدار می ‌گیرن که پول لباس و دک و پز پسره رو بده، از اون ور هم پسره می ‌ره دنبال دختر بازی، توی مهمونی و سفر که زناشون رو نمی ‌برن. دختر‌ها هم یه پسر پولدار می ‌بینن که داره براشون خرج می ‌کنه. چی از این بهتر. وقتی پسری می ‌ره یه زن اندازه مادرش می ‌گیره، فقط به خاطر پوله یا هر چیز دیگه‌ای که اقتصادیه. عشقی در کار نیست.»
 

«مهدی»، تعمیرکار ماشین است. او با یادآوری فیلمی که در همین زمینه دیده، می ‌گوید: «زن های مسن که سراغ پسر جوون میان پولدارن. چه عیبی داره. مثل فیلمه آدم باهاش ازدواج می ‌کنه. اونا خونه دارن، ماشین دارن، برات همه چی‌ می ‌گیرن. تازه خودشون خوب می ‌دونن خیلی زود جذابیتشون از بین می ‌ره، برا همین بهت گیر نمی ‌دن که با کی می‌ ری با کی ‌میای.»
 

دکتر «فرهنگ» در یکی از مراکز مشاوره تهران کار می‌ کند. او چنین رویدادی را یک معضل بزرگ اجتماعی- فرهنگی می ‌داند و می ‌گوید: «این که دختران بهتر است در زمان ازدواج کوچک تر باشند، حرف نادرستی نیست. همسن بودن هم در صورتی که پیشتر از لحاظ فرهنگی، اجتماعی و تحصیلی با هم به نتیجه رسیده باشند، مشکل آفرین نیست. اما اختلاف سن ۲۰ سال یک پدیده اجتماعی است که راهکار مقابله با آن فرهنگ سازی است.»
 

به گفته او، زنان در سنین بالا از لحاظ جنسی دچار تغییراتی می ‌شوند که یکی از آن موارد کم شدن میل جنسی است. این در حالی است که مردان جوان به شدت چنین میلی را دارند. حال وقتی همسری ۲۰ سال بزرگ تر می ‌گیرند، پس از مدت کوتاهی این حس و علاقه از یک طرف کمرنگ می‌شود. سپس در ادامه، مشکلاتی را به وجود می آورد که بی بند و باری مردانه نام می ‌گیرد.
 

او می گوید: «از طرفی این زنان برای این که بتوانند جوانان را در کنار خود داشته باشند، به دلیل این که اکثراً از وضعیت مالی مناسبی برخوردارند حاضر به انجام هر هزینه‌ای هستند. این وضعیت سبب می ‌شود مردان متوقع و تنبل شوند. چون هر چیزی را اراده کنند به دست می‌ آورند. در صورت بروز مشکل هم جدایی راهی است که انتخاب می شود و این یعنی افزایش آمار طلاق در ایران و مسائل بعدی آن. متاسفانه این مشکل تنها در ایران نیست، در کشورهای دیگر نیز چنین مواردی روی می‌دهد اما طی یکسال اخیر ازدواج مردان با زنان بزرگ تر از خود رشد فزاینده‌ ای داشته است.»
 

یکی از مواردی که در ماه گذشته به این مرکز مشاوره مراجعه کرد، پسری از یک خانواده متوسط بود. او دانشجو بود و به گفته خودش دوست مادرش که زن متمولی است به او پیشنهاد ازدواج داده و قول داده او را به خارج از ایران ببرد اما خانواده به شدت با چنین ازدواجی مخالف هستند.

این نخستین رابطه این پسر است و او بسیار علاقه ‌مند به انجام این کار است. با این که بارها با او مشاوره داشتم اما روی حرفش ایستاده است. وقتی هم به او گفتم این زن همسن مادرت است، گفت مادرم هم با مردی ازدواج کرد که همسن پدرش بود، ایرادش در کجاست. وقتی برای او از وضعیت چنین رابطه ‌ای و عاقبت آن گفتم، تنها جوابش این بود، آخرش طلاقه دیگه. خب باشه، من مشکلی ندارم

ارسال برای دیگران

نكاتي كه پيش از ازدواج بايد بدان توجه كنيم

ارسال شده در:28 آبان 1387

نكاتي كه پيش از ازدواج بايد بدان توجه كنيم

گروه اينترنتي پرشين استار | www.Persian-Star.org


"ازدواج یک نـهاد فـوق الـعـاده اســت، امـا آیا کسی دوست دارد کـه در یـک نـهـاد قــرار بگیرد؟" ازدواج یکی از مـهمترین تصمیماتی است که شما در زندگی خـود می گیرید. من و هـمسرم چندين سـال پیش با هـم ازدواج کـردیــم. در آن زمان خیلی از چیزهایی را که الآن می دانیم را نمی دانستیم و مـطمئن هسـتم کـه تـعداد زیـادی از افراد نیز هستند که از همان موارد مشابه اطلاع کافی ندارند. در اينجا 12 نمونه از بینش هایی را که قبل از ازدواج طرفین رابطه باید نسبت به آن آگاهی داشته باشند را در این قسمت برای شما تشریح می کنم. اميد است مورد توجه قرار گيرد.

1- ازدواج از سوی خدا برنامه ریزی و طراحی می شود. به همین دلیل در این امر خیر باید به دنبال رهنمود های خداوند باشیم. اغلب اوقات ما کاری را انجام می دهیم که دیده ایم دیگران انجام می دهند. افراد مختلف ایده های متفاوتی نسبت به ازدواج دارند، اما نمی توانیم نظر همه افراد را در مورد ازدواج بدانیم و در عین حال باید به خاطر داشته باشیم که چیزی که در مورد یک زندگی مشترک کار می کند، ممکن است در مورد سایر زندگی های مشترک درست از آب در نیاید. بنابراین به حرف چه کسی باید گوش کنید؟ خوشحالم که این سؤال برای شما پیش آمد. به عقیده من باید مطالعه خود را زیاد کرده و در برخی مواقع به کتب مذهبی نیز مراجعه کنید. از جمله کتاب های مفید در این زمینه می توان به موارد زیر اشاره کرد: "پیش از اینکه بله بگویید" نویسنده نورمن رایت، "خیلی زود، خیلی صمیمی" نویسنده جیم تالی.

2- به نظر من بهتر است پیش از ازدواج چند جلسه مشاوره خانوادگی را طی کنید. مراکز مشاوره ای وجود دارند که می توانند به شما کمک کنند تا در وهله اول خودتان را بهتر بشناسید و سپس ببینید چه کسی می تواند شریک مناسبی برای زندگی با شما باشد. سوابق خانوادگی، خصوصیات اخلاقی، و سایر جنبه های زندگی توسط مشاور تحلیل و بررسی می شود. یک سری سؤال های از پیش تعیین شده در داخل یک پرسشنامه تهیه و تدوین شده اند و پر کردن آن می تواند کار جالب و سرگرم کننده ای باشد.

3- زمانی که تازه وارد زندگی زناشویی می شوید، شور و هیجان بسیار زیادی از قبل از عروسی تا ماه عسل وجود دارد. به مرور زمان همه شور و هیجان ها آرام می گیرد و شما آهنگ زندگی جدید خود را احساس می کنید. در این زمان ناگهان نگاهی به شریک زندگی خود می اندازید و از خودتان سؤال می پرسید که: "چرا من اینکار را کردم؟" برخی از افراد به این مرحله که می رسند قدری می ترسند و احساس می کنند که کار اشتباهی انجام داده اند. باور کنید که این مسئله یک امر کاملاً عادی است. اولین دعوای شما شکل می گیرد و بر سر این مطلب که جعبه دستمال كاغذي باید در کجا گذاشته شود، با هم جر و بحث می کنید. به مرور زمان یاد می گیرید که باید مصالحه و سازش بیشتری با هم داشته باشید. به هر حال در همه مراحل زندگی انسان ها با شک و تردید های مختلفی روبرو می شوند. آگاهی از این مطلب می تواند شما را آرام کند. شما یک فرد کاملاً نرمال هستید.

4- برای تفریح وقت بگذارید. یک زندگی موفق نیازمند کار و تلاش است. اما شما باید برای تفریح نیز وقت بگذارید. یاد گرفتن طریقه زندگی با یک فرد جدید در یک رابطه دو جانبه صمیمی، نیازمند تلاش هر دو نفر است. باید یاد بگیرید چگونه می توانید با هم ارتباط برقرار کرده و یکدیگر را درک کنید، در سمینارهای مربوط به ازدواج و زندگی مشترک شرکت کنید، هم فال است و هم تماشا. تفریح و خوشحالی را تبدیل به خاطره ای نامحسوس از زمان مجردی نکنید. با هم خاطرات جدید را خلق کنید. به هم توجه کنید و از بودن با هم لذت ببرید.

5- این روزها به دلیل وجود فشارهای اجتماعی و اعتقادات غیر مذهبی تاکید چندانی به عدم برقراری رابطه جنسی پیش از ازدواج نمی شود. عدم رابطه جنسی پیش از ازدواج تبیین کننده بنیان اعتماد طرفین نسبت به یکدیگر است. بسیاری از افراد هستند که به دلیل عدم اطمینان به یکدیگر ساعت های طولانی در پی تعقیب هم هستند، یکدیگر را متهم به خیانت می کنند و هیچ ارزشی برای هم قائل نمی شوند. شاید قدری بی معنی باشد، اما به هر حال اینچنین است. ما به بسیاری از زوج هایی که به هم در مورد مسائل جنسی بدبین هستند پیشنهاد می کنیم که ازدواج نکنند. منظور از عدم برقراری رابطه جنسی کلیه رفتارهای جنسی است و فقط به نزدیکی محدود نمی شود. به عنوان مثال اورال سکس و یا حتی معاشقه نیز می تواند به عنوان نوعی رابطه جنسی در نظر گرفته شود. خداوند تعیین کرده که رضایت جنسی فقط باید در زندگی مشترک وجود داشته باشد. زمانیکه با هم نامزد می کنید به هیچ وجه دلیلی وجود ندارد که رابطه جنسی برقرار کنید. طبق روایات، بستر مکان مقدسی است و خداوند خود سزای افراد هرزه را می دهد. سکس نوعی ورزش نیست که هر زمان که اراده کردید آنرا انجام دهید بلکه یکی شدن فیزیکی، عشقی، و روحی است. سکس مسئله ای است که ازدواج را ازدواج می کند. شما با شریک زندگی خود یکی میشوید. همه ما نزد خداوند جایگاه ویژه ای داریم و او می خواهد ما از هر گونه گناه، شرمساری، بیماری، حقارت و ناپاکی به دور باشیم. او هم دوست دارد که ما صمیمانه ترین رابطه محبت آمیز را تجربه کنیم. اگر شما و نامزدتان در حال حاضر نمی توانید شهوت خود را کنترل کنید چه تضمینی وجود دارد که پس از ازدواج بتوانید این کار را انجام دهید؟

6- باید بدانید که ارزش های شریک زندگیتان چه چیزهایی هستند. همچنین باید از ارزش های فردی خود نیز آگاهی داشته باشید. چه چیزی برایتان اهمیت دارد؟ آیا ارزش های شما دو نفر با هم سازگار هستند. در طول مدتی که صرف قرارهای ملاقات می کنید، باید در مورد یک چنین مسائلی با هم صحبت کنید. آیا بچه می خواهید؟ اگرجوابتان مثبت است، چند تا؟ عقاید مذهبی یکسانی دارید؟ آیا از نظر مذهبی عقاید یکسانی دارید؟ این مقوله از اهمیت خاصی برخوردار می باشد, شاید وقتی که فقط با هم قرار ملاقات می گذارید و حتی در ابتدای زندگی مشترک درگیری های چندانی در مورد مسائل دینی با هم پیدا نکنید، اما زمانیکه پای بچه ها به زندگی مشترک باز میشود، معمولاً مسائل مذهبی اهمیت بیشتری پیدا می کنند، چرا که هر یک از والدین تصمیم می گیرد به فرزندش اعتقادات و ارزش های مذهبی شخصی خود را منتقل کند.

7- در مورد کلیه روابط عاشقانه گذشته با هم صحبت کنید. مسائل عاطفی گذشته را برای شریک زندگی خود باز کنید، چرا که درمیان گذاشتن یک چنین مسائل خصوصی و شخصی می تواند شما را به سطوح عمق تری از صمیمت برساند. هر کدام از طرفین حق دارند که از جزئی ترین مسائل زندگی شما آگاهی داشته باشند. زمانیکه با هم ازدواج کردید نباید هیچ نقطه مبهمی وجود داشته باشد که طرف مقابل را سورپریز کند. اگر با هم توافق می کنید که گذشته مربوط به گذشته است و بهتر است حرفی در این مورد نزنید، من به شما قول می دهم که یک روز وقتی اصلاً انتظارش را ندارید یک نفر از گذشته می آید و برای شما مشکل درست می کند. زمانیکه این اتفاق بیفتد احساس ناامنی ایجاد شده و درد و رنج بیشتری وارد رابطه می شود. اگر احساس میکنید که نمی توانید به طور کامل به طرف خود اعتماد کنید شاید هنوز به مرحله ای نرسیده باشید که آماده ازدواج باشید. این یک امتحان صداقت و آسیب پذیری است.

8- هیچ گاه سازش نکنید. درست است که هیچ انسان کاملی وجود ندارد، اما شما استحقاق بهترین همسر را دارید. برخی از افراد پیشنهاد ازدواج را فقط به دلایل زیر قبول می کنند: فکر می کنند شاید دیگر یک چنین اتفاقی در زندگی برایشان رخ ندهد، بچه دارند و شاید کسی حاضر به زندگی کردن با آنها نباشد، فکر می کنند که: "من آدم خاصی نیستم به همین دلیل حق انتخاب ندارم"، و یا "دوستش ندارم ولی این فرد با ثبات است و می تواند حامی خوبی برای من باشد. هیچ کدام از این موارد نمی توانند دلیل خوبی برای "بله" گفتن به شمار روند. از آنجایی که ازدواج را خداوند پایه ریزی کرده می تواند مکان امنی برای اجتماع دو انسان که پایبند ارزش های الهی هستند، باشد. هدف اصلی ازدواج این است که انسان ها ابتدا بتوانند عشق را در روی زمین احساس کنند تا بعدها به جمع خانوادگی بزرگ خود در بهشت بپیوندند. از خداوند بخواهید که شریک مناسب زندگیتان را پیش رویتان قرار بدهد. منتظر نشانه خداوند باشید و جان فشانی نکنید.

9- از یکدیگر سؤال های مهم بپرسید. زمانی که با هم قرار ملاقات می گذارید زمان مناسبی است که سؤال های مهم و کلیدی را مطرح کنید: در چه نوع خانواده ای بزرگ شدی؟ پدر و مادر در کنار هم زندگی می کردند یا از هم جدا شده بودند؟ با توجه به خانواده اصلی خود از زندگی مشترک خود چه انتظاراتی دارید؟ چه تصمیماتی در ابتدای زندگی برای تعلیم و پرورش بچه خواهید گرفت؟ این جمله را کامل کنيد: "زمانیکه ازدواج کنم و بچه دار شوم هیچ وقت...."
در مورد رابطه خود با والدین جنس مخالف خود صحبت کنید به عنوان مثال پسر و مادر، دختر و پدر. ارتباط با والدين جنس مخالف می تواند اثر مهمی بر روی نحوه رفتار ما با همسرمان داشته باشد. اگر پدر او با مادرش بدرفتاری کند به احتمال زیاد او نیز با خانمش بدرفتاری خواهد کرد. در این زمینه می توانیم یک کتاب به شما معرفی کنیم با نام "1000 سؤال برای زوج ها"

10- قبول نامزد به عنوان همسر آینده مسئله مهمی است که در همان ابتدا شما باید بر روی آن فکر کنید. برای پذیرش یک فرد دیگر شما باید ابتدا خودتان را بپذیرید. شاید در خیلی از کارها خوب ظاهر شوید اما در عین حال اموری نیز وجود دارند که شما نیاز به تمرین و ممارست بیشتری در آنها دارید. تمام این نقاط ضعف و قوت در کنار هم جمع می شوند و شما را می سازند. پذیرش سبب می شود که افراد خودشان باشند و بی قید و شرط به هم عشق بورزند، همانطور که خداوند به بنده هایش عشق می ورزد. اگر فرد احساس کند که پذیرفته نمی شود و از عزت نفس پایینی برخوردار باشد، آنوقت پذیرش خود را برای دیگران نیز سخت می کند و هیچ کس نمی تواند او را واقعاً از صمیم قلب دوست بدارد. در اینجا به اهمیت مشاوره های قبل از ازدواج پی می بریم. زمانیکه ما دانه ای را می کاریم، بالای سر آن نمی ایستیم و نمی گوییم: "زود باش، زود باش، رشد کن، تو سریع رشد نمی کنی، خیلی کندی!" مانند گیاهان انسان ها نیز برای رشد و تعالی، نیازمند زمان هستند و برای این امر نیازمند مراقبت، اهمیت و عشق هستند، درست مانند یک گیاه که نیاز به آب و نور خورشید دارد. هر چقدر خودتان را بهتر بشناسید، آنوقت خیلی راحت تر می توانید شریک زندگیتان را بشناسید. هیچ وقت تلاش نکنید که طرف مقابل را عوض کنید.

11- نسبت به انجام هر گونه آزار و اذیتی هشیار باشید. آیا شریکتان تاکنون سعی کرده با بی حرمتی، توهین و حقارت حرف خودش را به کرسی بنشاند؟ آیا شما را با برخوردهای فیزیکی تهدید کرده؟ آیا احساس می کنید تهدید می شوید؟ آیا تا کنون مورد اصابت قرار گرفته اید؟ شما را هل داده؟ اشیاء را پرتاب می کند؟ هر زمان به هر دلیلی سیلی میزند؟ هیچ یک از رفتارهای ذکر شده قابل قبول نیستند. کسی حق ندارد شما را مورد اصابت قرار دهد و تقصیر شما هم نيست که مورد آزار و اذیت قرار گرفته اید. آیا همسرتان قصد دارد تا شما را از دوستان و کسانیکه دوستشان می دارید، دور کند؟ با مشاهده هر یک از این موارد باید یا رابطه را تمام کنید و یا به آنها بگویید تا زمانیکه به روانپزشک مراجعه نکنند، قادر به ادامه رابطه نخواهید بود. خودتان را گول نزنید، هر رفتار بد قبل از ازدواج، پس از ازدواج چند برابر بدتر خواهد شد. همه روزه افراد بسیار زیادی قربانی خشونت کسانی می شوند که آنها را می شناسند. لطفاً این مسئله را جدی بگیرید.

12- زمانی را نیز به عبادت دو نفری اختصاص دهید. ارزش این کار آن است که وقتی یک زندگی روحانی را پایه ریزی می کنید، در مسیری قرار می گیرید که خداوند در تمام مراحل زندگی حامی و پشتیبانتان خواهد بود. در یک ازدواج روحانی 3 طرف وجود دارد: شما، خدا، همسرتان. در زمان بروز مشکلات پیروی از رهنمون های الهی می تواند بزرگترین کمک را به شما کند.

13- نکته اضافی: افراد مجردی که بچه دارند؛
زمانی که پای بچه ها به میان می آید، لطفاً از آنها سؤال کنید که احساسات خودشان را با شما در میان بگذارند. اگر احساسات منفی داشتند، روی این مسئله دقیقتر بشوید و به دنبال علت ها بگردید. من به شدت توصیه می کنم که تمام افرادیکه در ازدواج دخیل هستند تحت مشاره قرار بگیرند. باید برنامه هایی پیرامون تسهیل ارتباط میان همه افراد طراحی و تنظیم شود. اگر هر دو طرف بچه داشته باشند همه باید در مشاوره های خانوادگی پیش از ازدواج شرکت کنند. کتاب پیشنهادی "قبل از ازدواج مجدد"

14- نکته اضافی: ازدواج با کسی که بچه دارد؛
از خود این سؤالات را بپرسید: آیا من با احساسات کودکان می توانم هماهنگ شوم؟ آیا می توانم به حرف های آنها گوش دهم؟ آیا آنقدر انعطاف پذیری دارم که بتوانم با آنها سازش کنم؟ آیا می توانم کلاس ها، کتب و مشاوره های لازم در این زمینه را پشت سر بگذارم؟ و برای آقایون: آیا می توانم مردانگی خود را وقف کنم و نکات منفی بچه ها را تحمل نمایم؟ آیا تصور می کنید که همسرتان بتواند از پس بچه ها بربیاید؟

15- نکته اضافی: تست های پزشکی را جدي بگيريد؛
پیش از ازدواج توصیه می شود آزمایشات روبرو را انجام دهید: تست HIV، هپاتیت C، هپاتیت B و آزمایش خون

ارسال برای دیگران

20 قسمت از بدن

ارسال شده در:27 آبان 1387

 

عکسی از چارلز داروین

20 قسمت از بدن هست که بر اساس نظریه تکاملی داروین، باقی مانده از اعضا اجداد انسانهاست که در بدن انسان به صورت کوچک و بدون عملکرد باقی مانده است:

۱) ارگان ومرونازال vomeronasal organ: یا ارگان جاکوبسون که حفره ای است در پل های بینی دو سمت با گیرنده های شیمیایی که در انسان عملکردی ندارند. در جانوران پست تر وظیفه درک ماده شیمیایی فرومون رو بر عهده دارند

۲) عضلات خارجی گوش: ۳ عضله هستند که در بخش خارجی گوش واقع شده اند و در سایر حیوانات نظیر خرگوشها و سگها، وظیفه حرکت مستقلانه گوش از سر را بر عهده دارند. اما انسانها هنوز دارای آن هستند و توسط این عضلات است که بعضی از افراد می‌توانند گوششان را تکان دهند

۳) دندان عقل: در انسانهای اولیه که مقادیر زیادی از گیاهان رو جهت به دست آوردن انرژی مصرف می‌کردند داشتن یک جفت اضافه دندان آسیا در هر فک مفید به نظر می‌رسید اما در انسانهای امروزی که انواعی از غذاها را مصرف می‌کند، زیاد ضروری به نظر نمی‌آید

۴) دنده گردنی: حدود یک درصد از مردم یک جفت دنده اضافی در بالای دندهای خود (در بخش گردن) دارند که به نظر می‌رسد باقی‌مانده از اجداد خزنده ما باشد. این دنده می‌تواند در این افراد مشکلات عروقی یا عصبی ایجاد کند

۵) پلک سوم: در اکثر پرندگان و پستانداران یک لایه محافظ به عنوان پلک سوم بر روی چشمشان وجود دارد که وظیفه حفاظت از چشم و خروج شن ریزه و گرد و غبار را از چشم بر عهده دارد. باقی مانده این پلک در انسان به صورت یک چین نازک در گوشه داخلی چشم وجود دارد.

۶) تکمه یا نقطه داروین: اگر لبه خارجی لاله گوش خود رو لمس کنید به یک برجستگی بر‌می‌خورید که به نام دکمه داروین مشهور است. در حیواناتی نظیر خرگوش این تکمه در انتهای گوشها قرار دارد و وظیفه فوکوس صداهای دور را روی گوش بر عهده دارد.

ErrooorTM.CoM| گروه اینترنتی ارور تیم



۷) عضله زیر ترقوه: عضله کوچکی که در زیر شانه قرار دارد و از دنده اول به ترقوه کشیده شده است و در صورتی برای انسان مفید بود که هنوز بر روی ۴ پا راه می‌رفت. البته بعضی از مردم این عضله را ندارند و بعضی نیز یک جفت از آن را دارند.

۸) عضله پالماریس (خیاطه): عضله بلند و نازکی که از زانو به کمر کشیده شده و ۸۹ درصد مردم دارای این عضله هستند. این عضله در جانوران پست تر در آویزان شدن و بالا رفتن از درخت بسیار مهم است. جراحان معمولا این عضله رو در جراحی های ترمیمی عضلات برداشته و از آن استفاده می‌کنند.

۹) نوک پستا‌ن در مردان: مجاری شیری قبل از اینکه هورمون جنسی مردانه (تستوسترون) در جنین باعث ایجاد صفات مربوط به جنس مذکر بشود به وجود می‌آیند. مردان دارای بافت پستا‌نی هستند اما عملا استفاده‌ای از آنها نمی‌کنند.

۱۰) عضلات صاف کننده مو: در بسیاری از جانوران این عضلات که در قاعده موهای بدن واقع شده اند وظیفه سیخ کردن موهای جانور را در هنگام بروز خطر دارند تا جانور بتواند از آن به عنوان ترساندن مهاجم استفاده کند.

۱۱) زائده آپاندیس: یک لوله عضلانی باریک در روده بزرگ که در به نظر می‌رسد باقی مانده بخش از روده جانوران باشد که وظیفه هضم سلولز غذا (گیاهان) را بر عهده داشته باشد. اما در انسان بیشتر حاوی گلبول های سفید و غدد لنفاوی است.

۱۲) موهای بدن: ابروها در جلوگیری از ورود عرق به چشم ها و موها در آقایان در انتخاب جنس‌ی نقش دارند. اما به نظر می‌رسد اکثر موها در بدن نقش موثری را ایفا نمی‌کنند

۱۳) دنده سیزدهم: در شامپانزه ها و گوریل ها ۱۳ جفت دنده وجود دارد در حالی که در انسانها ۱۲ جفت. اما ۸ درصد از مردم دارای جفت دنده سیزدهم هستند که به نظر نمی‌رسد عملکردی را در آنها ایفا کند

۱۴) عضله کف پایی: به نظر می‌رسد در جانوران پست تر وظیفه چنگ شدن و قلاب شدن پاها به شاخه ها را بر عهده داشته است . اما در انسان به نظر می‌رسد فقط کمی کف پا را به پایین خم می‌کند. در ۹ درصد مردم این عضله وجود ندارد

۱۵) رحم مردانه: باقی مانده از ارگان تناسلی زنانه که از غده پروستات مرد آویزان است

۱۶) انگشت پنجم پا: در پریماتها و پستانداران پست تر انگشتان پا وظیفه چنگ زدن و آویزان شدن از شاخه ها را بر عهده داشته اند.. اما انسانها احتیاج به انگشتان بزرگ پا دارند تا بتواندد با آنها ایستاده راه رفته و تعادل خود را حفظ کنند. لذا به نظر می‌رسد انگشت پنجم یا کوچکترین انگشت پا نقش اصلی در این مورد ایفا نکند.

۱۷) وازدفران (لوله منی) زنان: ارگان تکامل نیافته مردانه که انتهای در کنار تخمدانها قرار دارد. فاقد عملکرد است

۱۸) عضله هرمی (پیرامیدال) : حدود ۲۰ درصد افراد این عضله مثلثی، کوچک و شبیه کیسه را که در استخوان شرمگاهی (پوبیس) است ندارند. به نظر می‌رسد این عضله باقی مانده‌ای از کیسه در جانوران کیسه دار باشد.

۱۹) استخوان دنبالچه (کوکسیس): مجموعه چند مهره به هم جوش خورده کوچک که درا نتهای ستون مهره ها واقع شده و در پستانداران دیگر وظیفه حفظ تعادل و ارتباط را بر عهده دارد. اما در انسان نقشی را بر عهده ندارد.

۲۰) سینوسهای اطراف بینی: به نظر می‌رسد در انسانها نخستین این سینوسها سرشار از مخاط بویایی بوده تا به این ترتیب حس بویایی آنها را تقویت کرده و آنها را از خطرات حفظ کند. اما نقش انها در انسان امروزی به شکل دهی به صورت، گرم کردن هوای ورودی به ریه ها و سبکتر شدن سر کمک می‌کند. التهاب این سینوسها باعث سینوزیت می‌شود.

ارسال برای دیگران

چون بوق زدن باشد در وقت هزیمت مردی که جــوانی کند اندرگه پیری

ارسال شده در:22 آبان 1387

 

حکایت چنان شنودم که پیری صد ساله گوژپشت  ، سخت دو تا گشته و برعکازه ای تکیه کرده همی رفت . جوانی به تماخره وی را گفت : (( ای شیخ ، این کمانک به چند خریده ای ؟ تا من نیز یکی بخرم .))

پیر گفت : (( اگر صبر کنی و عمر یابی خود رایگان به تو بخشند ، هر چند بپرهیزی)).         

اما با پیر نه برجای منشین که صحبت جوانان برجای بهتر که صحبت پیران نه بر جای . تا جوانی جوان باش ، چون پیر شدی پیری کن .

که در وقت پیری جوانی نزیبد چنان که جوانان را پیری کردن نزیبد . پیر که جـوانی کند در هزیمت بوق زدن باشد چنان که من در زاهدی گویم :

چون بوق زدن باشد در وقت هزیمت            مردی که جــوانی کند اندرگه پیری

و پیر رعنا مباش که گفته اند که پیر رعنا بتر و بپرهیز از پیران ناباک . انصاف پیری بیش از آن بده که انصاف جوانی ،که جوانان را اومید پیری بود و پیران را جز به مرگ اومید نباشد و جز به مرگ اومید داشتن وی محال باشد از آن که چون غله سپید گشت اگر ندروند خود بریزد و همچنین میوه که پخته گشت اگر نچینند خود از درخت بیوفتد چنان که من گفته ام :

گر بــر سر مــاه برنهی پایـه تخت            گر همچو سلیمان شوی از دولت و بخت

چون عمر تو پخته گشت بر بندی رخت      کان میــوه که پخته شد بیفتد زدرخت

و چنان دان که تو را نگذارند که همی باشی ، چون حواس های تو از کار بیفتد در بینایی و در گویایی و در شنوایی و در بویایی و در لمس و ذوق همه بر تو بسته گردد.نه تو از زندگانی خویش شاد باشی و نه مردم از زندگانی تو و بر مردمان وبالی گردی . پس مرگ از چنان زندگانی به .

اما چون پیر شدی از محال جوانی دور باش که هر که به مرگ نزدیک تربود باید که از محال جوانی دورتر بود . مثال عمر مردمان چون آفتاب است و آفتاب جوانان در افق مشرق بود و آفتاب پیران در افق مغرب و آفتاب که در افق مغرب بود فرو رفته دان چنان که من گفته ام :

کیکاووس ، ای در کف پیری شده عاجز     تدبیر شدن کن تو که شصت و سه درآمد

روزت به نماز دگر آمد به  همــه حال        شب زود در آید که نمــاز دگر آمـد

و از این هم نباید که پیر به عقل و فعل جوانان باشد و بر پیران همیشه به رحمت باش که پیر بیماری است که کس به عیادت وی نرود و پیری علتی است که هیچ طبیب داروی آن نداند الا مرگ از آنچه پیر از رنج پیری نیاساید تا نمیرد و همه علتی که به مردم رسد اگر نمیرد اندر آن علت هر روز اومید بهتری بود مگر علت پیری که هر روز بتر بود و امید بهتری نبود . از آن که در کتابی خواندم که :مردم تا سی و چهار ساله هر روز بر زیادت باشد به قوت و ترکیب و پس از سی و چهار ساله تا به چهـل سال همچنان بپاید ، زیادت و نقصان نکند چنان که آفتاب میان آسمان رسد ، بطیءالسیر بود تا فرو گشتن و از چهل سالگی تا پنجاه سالگی هر سالی در خویشتن نقصانی بیند که پار ندیده باشد و از پنجاه سال تا به شصت سال هر ماه در خویشتن نقصانی بیند که در ماه دیگر ندیده باشد و از شصت سال تا هفتاد سال هر هفته در خویش نقصانی بیند که هفته دیگر ندیده باشد و از هفتاد سال تا هشتاد سال هر روز در خود نقصانی بیند که دی ندیده باشد و اگر از هشتاد برگذرد هر ساغتی دردی و رنجی بیند که در ساعت دیگر ندیده باشد .                                                                       

و حد عمر چهل سال است چون چهل سال تمام شد بر نردبان پایه دیگر راه نیست ، همچنان که بر رفتی فرود آیی ، بی شک باز آن جای بایدت برفتن که فرود آمدی . پس بخشودنی کسی باشی که در هر ساعت دردی و رنجی بدو رسد .                             

                                                      قابوسنامه ، قابوس وشمگیر 

باتشکر از نادر پیلوایه که این حکایت ادبی خوب را برایمان ارسال کرده

ارسال برای دیگران

آخرین صفحه | صفحه از51 | صفحه بعدی
هر روز با ما باشید با مطالبی خوب و خواندنی جدید و هزار مطالب زیبای دیگر .. گلچین روز از بهترین سایت ها ووب سایت های خوب با مطالب جذاب و خواندنی از سراسر دنیا در موضوعات مختلف علمی ، دینی, تاریخی, سرگرمی، نرم افزار و خیلی چیزهای دیگر. اگر در مورد مطلبی اطلاعات می خواهید یا اینکه دنبال چیزی می گردید در قسمت نظرات آنرا در خواست کنید. مطالب عنوان شده صرفا نظرات شخصی من بوده و یا مطالبی بوده که من با آنها موافق بوده ام و دلیلی بر صحت تمامی مطالب نمی باشد. امید وارم استفاده لازم را ببرید ممنون.. hlgole@yahoo.com (lorestani)

آخرین پست ها

آب درماني چيست؟
طب انرژی
پاسخ‌گویی 24 ساعته به سؤالات دینی به صورت آنلاین
تاريخچه پرچم کشورمان
حکايت ها
خـــالی بنـــدی مطلقا ممنــــوع !!
راز گلها از گلچین روز
طالع بینی با اعداد
اینجا بهشت است
آزار دهنده ترين كارهايي كه
مجله الکترونیکی گلچین های روز پزشکی اراک
زدواج ‌های مبهم: همراه با عشق یا پول؟‌افزایش چشمگیر ازدواج پسران با زنانی که از آن ها بزرگ تر هستند
نكاتي كه پيش از ازدواج بايد بدان توجه كنيم
20 قسمت از بدن
چون بوق زدن باشد در وقت هزیمت مردی که جــوانی کند اندرگه پیری
مقاومت در برابر استرس‌هاي زندگي
مطلب روز از گلچین های روز پزشکی
روزمجله گلچین های روز پزشکی
قبل از رفتن به مطب دندانپزشکی بخوانید!!
اخبار داغ هفته :پزشکی گلچین روز
اس ام اس هاي عاشقانه
بازگرد اولین روز دبستان
مطلب بسیار زیبا و خواندنی و کوتاه برای شما
داستان زیبا و تکان دهنده
درسی از ادیسون
منشور حقوق بشر کوروش
داستان های کوتاه
یک مهندس و یک برنامه نویس
سونات چیست؟
بازرگاني كه چهار زن داشت !
زنجیره عشق
SMS های عاشقانه جوانان
داستان زيباي خدا هست
کریم تار زن
خدایا هر چی تو میخوای
رسیدن به کمال
دعاي كشتي شكستگان
داستان مرد ماهيگير
دو فرشته
فرشته ها زن هستند
آخرين بهانه
عشق بورزيد تا به شما عشق بورزند
بهترين ساعات دعا از زبان حضرت فاطمه
عكس هايي از درختان عجيب
اگر کسی رو دوست دارین
زندگی لطف اجباری اما شیرین خداوند است
آيين عشق و زندگي به سبك كامپيوتري !
برای متاهل ها
پيام كوتاه:در انتظار ديدنت به دشت غم نشسته ام
راز بقـــــا
همیشه 4 چشمی حواستون به زنها باشه چون اونها فرشته اند!!!-
كلك مردانه
معجزه گل نيلوفر
معــجزه ي بــــاران !
رمز و راز واژه هاي زشت و زيبا در زندگي !
میزهای آکواریومی بسیار زیبا و دیدنی !!
امان از دست زن ها
گداهای بارون دیده - قسمت 1
گداهای بارون دیده - قسمت 3
گروه موسیقی صفی الدین در فرهنگ سرای آینه اراک ۲۳و ۲۴ ابانماه سال ۸۷
آخرين جرعه اين جام تهي
اینک به شرح مختصر هریک از این قواعد پنج‌گانه می‌پردازیم:
لا لا لا لا نخواب سودی نداره
مروري بر آرزوهای ویکتور هوگو براي شما
عشقي به اين قشنگي !
ساده ترين روش براي نگارش يك نامه عاشقانه
رستوراني در كشور عراق براي سربازان آمريكا !
نيكي ما به ديگران ازائي ندارد
نحوه خواستگاری
رفع چـاقي و کم خونـي با انگـور

لیست دوستان

<%FriendUsername%>